گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳۲

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

سر درین راه عشق دردسر است

بگذر از سر که کار معتبر است

سر موئی حجاب اگر باقی است

بتراشش چه جای ریش و سرست

سر بنه زیر پا و دستش گیر

گر تو را میل تاج یا کمر است

نفسی صحبتش غنیمت دان

زانکه عمر عزیز در گذر است

زاهدان دیگرند و ما دیگر

حالت ما و ذوق ما دگر است

عاشقی کو ز ما خبر دارد

از خود و کاینات بی خبر است

نظری کن ببین به دیدهٔ ما

نعمت الله چو نور در نظر است

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

آروین نوشته:

صداهایی که خوندن اشعار رو هم خوب نیست هم لحنشون و طرز خوندنشون اشتباهه و تاکیدا و سیلابها و اینارو رعایت نمیکنن سایتتون عالیه فقط کاش این موردم یه فیلتری براش میذاشتید

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام