گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

چه غم دارم چو یارم غمگسار است

حریف جام و ساقی یار غار است

بتی دارم که با من در میان است

دلارامی که دایم در کنار است

به دور چشم مست می فروشش

مرا با غیر می خوردن چه کار است

دل من بارگاه پادشاه است

تن من پرده ، جانم پرده دار است

دو لحظه در یکی صورت نباشم

ولی معنی همیشه برقرار است

یکی رو دارم و آئینه بسیار

یکی ذات و صفاتم صدهزار است

غنیمت دان حضور نعمت الله

که چون عمر عزیزت بر گذار است

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن