لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی

چو یارم دلبر دیگر نیابی

چنان دلبر درین کشور نیابی

چو روی خوب او مؤمن نبینی

چو کفر زلف او کافر نیابی

حریف سرخوشی ساقی رندی

چو چشم مست آن دلبر نیابی

بیابی ذوق از یک جرعهٔ می

که از صد ساغر کوثر نیابی

بیا و خرقه بفروش و به می ده

که سودائی ازین خوشتر نیابی

به درد دل بیا درمان طلب کن

ز من شکرانه بستان گر نیابی

غنیمت دان حضور نعمت الله

که عمری این چنین دیگر نیابی

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سید حسن غزنوی

اگر زودم نگارا درنیابی

بسی جویی و هرگز درنیابی

فراوان چاکران داری ولیکن

ز من شایسته‌تر چاکر نیابی

عطار

اگر کار دلم را در نیابی

نشانم از جهان دیگر نیابی

امیر شاهی

دلا تا ذوق هجران در نیابی

ز باغ وصل جانان بر نیابی

اگر در راه جانان جان ببازی

تمنای دل از دلبر نیابی

برغم من مکش بر دیگران تیغ

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه