لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی

بشنو ای یار و اضطراب مکن

خویش رسوای شیخ و شاب مکن

اگرت معنی ای است حاضر باش

صورت شرع را خراب مکن

چشم بر شاهد و شراب منه

گوش با نغمهٔ رباب مکن

می خوری ، خواب می کنی شب و روز

اعتمادی به خورد و خواب مکن

می مخور چون حرارتی دارد

خوردن خود به غیر آب مکن

ای که گوئی که خمر هست حلال

غلطی حکم ناصواب مکن

از سر ذوق با تو می گویم

قول ما بشنو و جواب مکن

ذره را آفتاب می خوانی

طعنه بر نور آفتاب مکن

آخرت را شوی چرا منکر

سر آبی چنان سراب مکن

کشف اسرار شرع جایز نیست

گوش کن منع و اجتناب مکن

عاقبت می روی سوی گیلان

چند روزی دگر شتاب مکن

نعمت الله را به دست آور

عمر بی خدمتش حساب مکن

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سنایی

چشمکان پیش من پر آب مکن

دلم از عاشقی کباب مکن

ریگ را پیش چشم رود مکن

رود را پیش دل سراب مکن

به کس از ابتدا رسول مباش

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سنایی
امیرخسرو دهلوی

عالم از جام لب خراب مکن

تهمت اندر سر شراب مکن

هر زمان تافته مشو بر ما

تو مهی، کار آفتاب مکن

با چنان ره مرو به غارت شب

[...]

ابن یمین

هستیم را بخود حجاب مکن

پرتو خود بخود نقاب مکن

خواجوی کرمانی

امشب ای یار قصد خواب مکن

مرو و کار ما خراب مکن

شب درازست و عمر ما کوتاه

قصه کوته کن و شتاب مکن

چشم مست تو گرچه در خوابست

[...]

هلالی جغتایی

گفت: برخیز و اضطراب مکن

غم فردا مخور، شتاب مکن

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه