گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۴۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

هرچه بینی در میان انجمن

عاشق و معشوق را بین همچو من

گر خیال نقش بندی در ضمیر

یوسفی را می نگر در پیرهن

در دل ما آتش جانسوز عشق

روشنش می بین چو شمعی در لکن

کفر زلف اوست عالم سر به سر

کفر زلف از روی ایمان بر فکن

عاشق و معشوق عشقی ای عزیز

یادگار ما نگه دار این سخن

نور او در دیدهٔ عالم نگر

زان که او جانست عالم چون بدن

نور چشم نعمت الله را ببین

حق و خلق با همدگر می بین چو من



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.