گنجور

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » قصاید
 

حبیبی سیدی یا ذالمعالی

سوالله عند شمسی کالظلالی

خیالی نقش بسته عالمش نام

نمودی در خیالی آن جمالی

و عینی ناظر من کل وجه

و قلبی حاضر فی کل حالی

می صافست و خوش جامی مصفی

فخذ منی القدح و اشرب زلالی

رایت الله فی مرآت کونی

بعین الله هذا من کمالی

و شمس الروح نور من ظهوری

و بدر الکون عندی کالهلالی

سوی الله چیست ای صوفی صافی

خیال فی خیال فی خیالی

وجودی جز وجود حق مطلق

ظلال فی ظلال فی ظلالی

غلام و بندگی سید ما

کمال فی کمال فی کمالی

چو سید نعمت الله رند و مستی

محال فی محال فی محالی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن