لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
امیر شاهی

دل بهر تو در ملامت افتاد

وز عشق بدین علامت افتاد

گشتم به هوس ندیم عشقت

خود عاقبتم ندامت افتاد

ای دل، چو به قامتش فتادی

دیدار تو با قیامت افتاد

او تیغ جفا کشید، لیکن

بر جانب ما غرامت افتاد

گم گشت بکوی عشق، شاهی

زاهد به ره سلامت افتاد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
شاهدی

دل دید قدت ز قامت افتاد

در واقعۀ قیامت افتاد

جان رفت که دل رهاند از عشق

خود نیز در این ملامت افتاد

هر کو به سلام عشق آمد

[...]

میلی

دل چون ز پی سلامت افتاد

در سلسلهٔ ملامت افتاد

بر تافت عنان دل از پی جان

دنبال تو سرو قامت افتاد

چون بر سر کوی او رسیدیم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه