گنجور

شمارهٔ ۲۵

 
شاهدی
شاهدی » دیوان فارسی » غزلیات
 

با لعل جان فزای تو آب زلال چیست

با آفتاب روی تو مه در کمال چیست

دل تنگ گشته‌ام ز دهانت که هست نیست

ور نیست باز گو که خیال محال چیست

در حسن بی مثال تو حیران شدند خلق

معلوم کس نشد که رخت را مثال چیست

دارم امید وصل ولیکن ز بخت خویش

در حیرتم که عاقبت این مآل چیست

چون نوبهار عمر ندارد بقا بسی

با گل بگو که این همه غنج و دلال چیست

شد شاهدی چو مو بخیال میان تو

معلوم هم نشد که خیال محال چیست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان شاهدی به ضمیمهٔ کتاب تحفهٔ شاهدی  » تصویر ۲۴

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

می‌کدهٔ اپل