گنجور

شمارهٔ ۱۴

 
شاهدی
شاهدی » دیوان فارسی » غزلیات
 

مده هر دم سر آن زلف را تاب

مزن دلهای مردم را به قلاب

ز سیل چشم گریانم عجب نیست

زنم بر آتش دل دم بدم آب

خدنگ غمزه‌ات درمان دلهاست

مکن هر لحظه آن هر گوشه برتاب

مران ما را بحرمان از در خویش

مکن با ما سخن دیگر از این باب

دلم از آتش هجران کباب است

از آن می ریزدم از دیده خوناب

نگارا شاهدی گم گشته تست

دل گم گشتگان خویش دریاب



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان شاهدی به ضمیمهٔ کتاب تحفهٔ شاهدی  » تصویر ۱۵

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify