تا دل به قید زلف دلآرام بستهایم
بر دیده خواب و بر جگر آرام بستهایم
سودای یار در سر و سر در کمند زلف
این عقده بین که ما به سرانجام بستهایم
ما از مقام صدق سر کویش از صفا
با اشک غسل کرده و احرام بستهایم
سودای وصل او که به دیگ دماغ ماست
در پختنش بسی طمع خام بستهایم
کس در بلا به کام دل خویشتن نرفت
ما دل به درد و داغ به ناکام بستهایم
ای شاهدی ز دام دو زلفش مجو خلاص
تا انتهای عمر در این دام بستهایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و عشقورزی است. شاعر خود را به نوعی در قید و بند زلف یار میبیند و از احساسات عمیق و درد و رنجی که بر دلش حاکم است، سخن میگوید. او به وضوح نشان میدهد که عشق او تنها به خوشیها محدود نیست و در عین حال که آرزوی وصال دارد، دچار غم و ناکامی است. شاعر اشاره میکند که زندگیاش به خاطر این عشق، به نوعی با داغ و درد همراه است و از اینکه هرگز از این عشق خلاص نخواهد شد، ابراز تأسف میکند. در نهایت، این شعر به مضامین وفاداری، درد عشقی و قیدهای آن اشاره دارد.
هوش مصنوعی: ما دل خود را به زلف زیبای معشوقی گره زدهایم و همچنان که خواب بر چشمان ما نشسته، آرامش را در دلهایمان یافتهایم.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به عشق و ارتباط عاطفیاش با معشوق اشاره میکند. او در ذهنش مشغول فکر به محبوب است و متوجه میشود که در دستان آن محبوب گرفتار شده است. این احساس به نوعی نشاندهندهی وابستگی و پیوند عمیق او با معشوق است که به طور غیرقابل اجتنابی به سرنوشت مشترکی منتهی شدهاند.
هوش مصنوعی: ما به خاطر صداقت و از روی خلوص در کنار کوی تو، با اشکهای خود را پاک کرده و برای ورود به این محیط روحانی آماده شدهایم.
هوش مصنوعی: عشق و آرزوی وصال او در ذهن ما مانند یک آرزو و خیال است و ما برای بهدست آوردن آن، امید و انتظار زیادی داریم.
هوش مصنوعی: هیچکس در سختیها به خواستههای دلش نرسید. ما هم دل خود را به درد و غم قفل کردهایم.
هوش مصنوعی: ای معشوق، فریب دو زلف تو را نخور و از آن نگریز، چرا که تا پایان عمر در این دام گرفتار خواهیم بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما دل به چین زلف دلارام بستهایم
در باده لبش طمع خام بستهایم
آخر توان به کعبه کویش طواف کرد
چون عزم جزم کرده و احرام بستهایم
دعوی زهد کرده به دوران حسن او
[...]
عمری است ما لب از طمع خام بستهایم
از صبر سنگ بر دل ناکام بستهایم
مینای باده با رگ گردن مطیع ماست
تا لب ز گفتگو چو لب جام بستهایم
از شکرست بستر و بالین ما چو مغز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.