گنجور

 
سیف فرغانی
 

دل بی رخ خوب تو سر خویش ندارد

جان طاقت هجر تو ازین بیش ندارد

از عاقبت عشق تو اندیشه نکردم

دیوانه دل عاقبت اندیش ندارد

مه پیش تو از حسن زند لاف ولیکن

او نوش لب و غمزهٔ چون نیش ندارد

از مرهم وصل تو نصیبی نبود هیچ

آن را که ز عشق تو دل ریش ندارد

خود عاشق صاحب نظر از عمر چه بیند

چون آینهٔ روی تو در پیش ندارد

از دایرهٔ عشق دلا پای برون نه

کآن محتشم اکنون سر درویش ندارد

چون سیف هر آن کس که تو را دید به یکبار

بیگانه شد از خلق و سر خویش ندارد

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ناشناس در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۳:۰۲ نوشته:

در بیت نهم "کان"(که آن) به غلط "کن" نوشته شده است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دلیر در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۷ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۵۰ نوشته:

بیت دوم، مصرع دوم بعد دیوانه یک ویرگول گذاشته بشه، به روان خوانی شعر بیشتر کمک می کنه.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کسرا در ‫۵ سال قبل، شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۱۵ نوشته:

اجرای ساز و آواز این غزل زیبا در برنامه ی شماره ی 292 برگ سبز با آوای گرم استاد شجریان

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.