گنجور

 

حافظ » مثنوی (الا ای آهوی وحشی)

 

... فرحبخشی در این ترکیب پیداست

که نغز شعر و مغز جان اجزاست

بیا وز نکهت این طیب امید ...


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » مقدّمهٔ جمع آورندهٔ دیوان حافظ

 

حمد بی حد و ثنای بی عد و سپاس بی قیاس خداوندی را که جمع دیوان حافظان ارزاق به پروانه سلطان ارادت و مشیت اوست بی مانندی که رفع بنیان سبع طباق نشانه عرفان حکمت بی علت اوست حکیمی که طوطی شکرخای ناطقه انسانی را در محاذات آیینه تأمل عرایس معانی به ادای دلگشای ان من البیٰان لسحْرا گویا کرد علیمی که بلبل دستان سرای خوش نوای زبان را در قفس تنگ دهان بقوت اذهان در ترنم و تنغم ان من الشعر لحکْمة آورد

آن بنده پروری که زبان در دهان نهار ...

... نطقش مکان صدق و دلش معدن صفا

و درود بی کران و تحیات بی پایان بر ارواح طیبه و اشباح طاهره جماهیر آل و اصحاب و مشاهیر رجال و احباب او باد که سمند خوشخرام عبارت و رخش تیزگام مجاز و استعارت را زین تزیین بر نهاده و در میدان بیان جولان نموده و بچوگان فصاحت و بلاغت گوی هنروری و سخندانی از مصاقع خطبا و ادباء اقاصی و ادانی در ربودند تا صدای صیت رسالت و ندای صوت جلالت محمد رسول اللٰه و الذین معه اشداء علی الکفار بگوش هوش فصحاء اطراف عالم و بلغاء اکناف امم رسانیدند سنان لسان و تیغ بیان و الشعراء یتبعْهم الغاوون از هیبت جلال نبوت در غمْد کلال و نبْوت بماند و مشاهیر صف قتال

یرْمون بالخطب الطوال و تارة ...

... تا روز را فروغ بود شمع را شعاع

بر نقادان رسْته بلاغت و جوهریان روز بازار فضل و براعت نامداران خطه سخن و شهسواران عرصه ذکا و فطن سالکان مسالک نظم و نثر و مالکان ممالک دقایق شعر پوشیده نیست که گوهر سخن در اصل خویش سخت قیمتی و با صفا و کلام منظوم در نفس خود عظیم نفیس و گرانبهاست در دکان امکان هیچ متاعی ازو گرانمایه تر نتوان خرید و در بازار ادْوار هیچ بضاعت ازو با رفعت تر نتوان دید صیرفی خرد را نقدی از آن عزیرتر بدست دل نیاید و نقشبند فکرت را صورتی از آن زیباتر در پرده خیال رخ ننماید وزن و مقدار این در شاهوار ندانند الا خردمندان کامل و قدر و اعتبار این نقد تمام عیار نشناسند الا جوهریان عاقل

گر بدی گوهری ورای سخن ...

... سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود

افاضت سلسال طبع لطیفش که حکم هٰذا عذْب فراتْ سایغ شرابه دارد خاص و عام را شامل و شایع است و افادت آثار فضل فیاضش کمشْکوٰة فیها مصْباح اقاصی و ادانی را لایح و ساطع سحْر حلال طبعش عقده در زبان ناطق افکنده و عقْد منظوم فکرتش وزن متاع بحر و کان برده رشحات ینابیع ذهن وقادش حدایق مجلس انس را بزلال معین و من الماء کل شی حی صفت نضارت بخشیده و نفحات گلزار فکرش در ریاض جانها معنی آیت فانْظرْ الی آثار رحْمة الله کیْف یحْیی الأرْض بعْد موْتها فاش کرده کلمات فصیحش چون انفاس مسیح دل مرده را حیات بخشیده و رشحات اقلام خضر خاصیتش بر سریر سخن ید بیضا نموده گویی هوای بیع کسب لطافت از نسیم اخلاق او کرده و عذار گلن و نسرین زیب و طراوت از شعر آبدار او گرفته و قد شمشاد و قامت دلجوی سرو آزاد اعتدال و اهتزاز از استقامت رای او پذیرفته

حسد چه میبری ای سست نظم بر حافظ ...

... که هیچ شاعر از آنگونه داد نظم نداد

چو شعر عذب روانش ز بر کنی گویی

هزار رحمت حق بر روان حافظ باد ...


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴

 

... سرود مجلست اکنون فلک به رقص آرد

که شعر حافظ شیرین سخن ترانه توست


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱

 

... که ریزه اش سر کسری و تاج پرویز است

عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ

بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲

 

... همچو حافظ به رغم مدعیان

شعر رندانه گفتنم هوس است


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶

 

... حافظ تو این سخن ز که آموختی که بخت

تعویذ کرد شعر تو را و به زر گرفت


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹

 

... دری دیگر نمی داند رهی دیگر نمی گیرد

بدین شعر تر شیرین ز شاهنشه عجب دارم

که سر تا پای حافظ را چرا در زر نمی گیرد


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱

 

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد

یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد ...


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷

 

... جهان بگیرد اگر دادگستری داند

ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه

که لطف طبع و سخن گفتن دری داند


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵

 

... که به تیر مژه هر لحظه شکاری گیرند

رقص بر شعر تر و ناله نی خوش باشد

خاصه رقصی که در آن دست نگاری گیرند ...


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹

 

... صبحدم از عرش می آمد خروشی عقل گفت

قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می کنند


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶

 

... سرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود

شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد

دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴

 

... آن دم که کار مرغ سحر آه و ناله بود

دیدیم شعر دلکش حافظ به مدح شاه

یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود ...


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸

 

... خودپسندی جان من برهان نادانی بود

مجلس انس و بهار و بحث شعر اندر میان

نستدن جام می از جانان گران جانی بود ...


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵

 

... زین قند پارسی که به بنگاله می رود

طی مکان ببین و زمان در سلوک شعر

کاین طفل یک شبه ره یک ساله می رود ...


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۰

 

... تیر عاشق کش ندانم بر دل حافظ که زد

این قدر دانم که از شعر ترش خون می چکید


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶

 

... یا رب ز چشم زخم زمانش نگاه دار

می خور به شعر بنده که زیبی دگر دهد

جام مرصع تو بدین در شاهوار ...


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۱

 

... سر ما و قدمش یا لب ما و دهنش

شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است

آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۸

 

کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش

معاشر دلبری شیرین و ساقی گلعذاری خوش ...


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۵

 

... حجاب ظلمت از آن بست آب خضر که گشت

ز شعر حافظ و آن طبع همچو آب خجل


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 
 

[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]