بخش ۱۲ - نامهنگاری با قیصر روم و اعلان جنگ
بفرمود تا برکشیدند نای
سپاه اندر آمد ز هر سو ز جای
ز درگاه برخاست آوای کوس
زمین قیرگون شد هوا آبنوس
گزین کرد زان لشکر نامدار
سواران شمشیرزن سیهزار
به منذر سپرد آن سپاه گران
بفرمود کز دشت نیزهوران
سپاهی بر از جنگجویان بروم
که آتش برآرند زان مرز و بوم
که گر چند من شهریار توام
برین کینه بر مایهدار توام
فرستادهای ما کنون چربگوی
فرستیم با نامهای نزد اوی
مگر خود نیاید تو را زان گزند
به روم و به قیصر تو ما را پسند
نویسندهای خواست از بارگاه
به قیصر یکی نامه فرمود شاه
ز نوشینروان شاه فرخنژاد
جهانگیر وزنده کن کیقباد
به نزدیک قیصر سرافراز روم
نگهبان آن مرز و آباد بوم
سر نامه کرد آفرین از نخست
گرانمایگی جز به یزدان نجست
خداوند گردنده خورشید و ماه
کزویست پیروزی و دستگاه
که بیرون شد از راه گردان سپهر
اگر جنگ جوید وگر داد و مهر
تو گر قیصری روم را مهتری
مکن بیش با تازیان داوری
وگر میش جویی ز چنگال گرگ
گمانی بود کژ و رنجی بزرگ
وگر سوی منذر فرستی سپاه
نمانم به تو لشکر و تاج و گاه
وگر زیردستی بود برمنش
به شمشیر یابد ز من سرزنش
تو زان مرز یک رش مپیمای پای
چو خواهی که پیمان بماند بجای
وگر بگذری زین سخن بگذرم
سر و گاه تو زیر پی بسپرم
درود خداوند دیهیم و زور
بدان کو نجوید ببیداد شور
نهادند بر نامه بر مهر شاه
سواری گزیدند زان بارگاه
چنانچون ببایست چیرهزبان
جهاندیده و گرد و روشنروان
فرستاده با نامهٔ شهریار
بیامد بر قیصر نامدار
برو آفرین کرد و نامه بداد
همان رای کسری برو کرد یاد
سخنهاش بشنید و نامه بخواند
بپیچید و اندر شگفتی بماند
ز گفتار کسری سرافزار مرد
برو پر ز چین کرد و رخساره زرد
نویسنده را خواند و پاسخ نوشت
پدیدار کرد اندرو خوب و زشت
سر خامه چون کرد رنگین بقار
نخست آفرین کرد بر کردگار
نگارندهٔ برکشیده سپهر
کزویست پرخاش و آرام و مهر
به گیتی یکی را کند تاجور
وزو به یکی پیش او با کمر
اگر خود سپهر روان زان تست
سر مشتری زیر فرمان تست
به دیوان نگه کن که رومینژاد
به تخم کیان باژ هرگز نداد
تو گر شهریاری نه من کهترم
همان با سر و افسر و لشکرم
چه بایست پذرفت چندین فسوس
ز بیم پی پیل و آوای کوس
بخواهم کنون از شما باژ و ساو
که دارد به پرخاش با روم تاو
به تاراج بردند یک چند چیز
گذشت آن ستم برنگیریم نیز
ز دشت سواران نیزهوران
برآریم گرد از کران تا کران
نه خورشید نوشینروان آفرید
وگر بستد از چرخ گردان کلید
که کس را نخواند همی از مهان
همه کام او یابد اندر جهان
فرستاده را هیچ پاسخ نداد
به تندی ز کسری نیامدش یاد
چو مهر از بر نامه بنهاد گفت
که با تو صلیب و مسیحست جفت
فرستاده با او نزد هیچ دم
دژم دید پاسخ بیامد دژم
بیامد بر شهر ایران چو گرد
سخنهای قیصر همه یاد کرد
چو برخواند آن نامه را شهریار
برآشفت با گردش روزگار
همه موبدان و ردان را بخواند
ازان نامه چندی سخنها براند
سه روز اندران بود با رایزن
چه با پهلوانان لشکر شکن
چهارم بران راست شد رای شاه
که راند سوی جنگ قیصر سپاه
برآمد ز در نالهٔ گاودم
خروشیدن نای و روینیه خم
به آرام اندر نبودش درنگ
همی از پی راستی جست جنگ
سپه برگرفت و بنه برنهاد
ز یزدان نیکی دهش کرد یاد
یکی گرد برشد که گفتی سپهر
به دریای قیر اندر اندود چهر
بپوشید روی زمین را به نعل
هوا یک سر از پرنیان گشت لعل
نبد بر زمین پشه را جایگاه
نه اندر هوا باد را ماند راه
ز جوشن سواران وز گرد پیل
زمین شد به کردار دریای نیل
جهاندار با کاویانی درفش
همیرفت با تاج و زرینه کفش
همی برشد آوازشان بر دو میل
به پیش سپاه اندرون کوس و پیل
پس پشت و پیش اندر آزادگان
همیرفته تا آذرابادگان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
منذر انوشیروان قیصر کیقباد (اشاره)
هوش مصنوعی: کسری، پادشاه ایرانی، به فرماندهی منذر سی هزار جنگجو را برای جنگ با رومیان آماده میکند و نامهای به قیصر روم میفرستد. او در نامه خود بر اهمیت راستی و دوستی تأکید میکند و میخواهد به قیصر بفهماند که اگر رومیان به صلح تن ندهند، از جنگ در امان نخواهند بود. قیصر نامه را میخواند و در پاسخ توهینآمیز، از قدرت خود و سلطه روم سخن میگوید. در نتیجه، کسری تصمیم میگیرد به جنگ برود و سپاه خود را جمع کرده، آماده نبرد میشود. زمین از آواز نای و جنگافزار سرافراز شده و مردم به جنگ و نبرد میپردازند.
هوش مصنوعی: نای، یعنی نایزنی که به صدا درآمد، دستور داده شد تا ساز بزنند و سپاه از هر طرف به جایی که قرار بود بروند، آمدند.
هوش مصنوعی: از درگاه فرمانروایی صدای طبل (کوس) بلند شد و فضای زمین تاریک و غمانگیز شد، مانند رنگ قیر.
هوش مصنوعی: او از آن لشکر معروف، سی هزار سوار شمشیرزن را انتخاب کرد.
هوش مصنوعی: کسری، آن سپاه بزرگ را به منذر سپرد و فرمان داد که از دشت، نیزهزنان حرکت کنند.
هوش مصنوعی: سپاهی از جنگجویان بر میخیزد که آتش و ویرانی به سرزمین و مرزهای دشمن میآوردند.
هوش مصنوعی: هرچند من پادشاه تو هستم، ولی به خاطر این کینهجوییها و دشمنیها، به ثروت و داراییات وابستهام.
هوش مصنوعی: ما اکنون یک فرستاده خوشزبان و شیوهدار میفرستیم تا نامهای به نزد او (قیصر روم) ببرد.
هوش مصنوعی: اگر خود قیصر (امپراتور روم) به خاطر آسیب و خطر به تو نیاید، ما را برای سخن و درخواست خود مناسب بدان.
هوش مصنوعی: فردی از بارگاه شاه نوشینروان به قیصر روم نامهای نوشت و از طرف شاه دستور نوشتن آن را گرفت.
هوش مصنوعی: نوشینروان، شاهی خوشاقبال و بزرگ است که جهان را تحت حکومت خود دارد و او کیقباد، پادشاه افسانهای را زنده میکند.
هوش مصنوعی: به نزد قیصر، حاکم بزرگ و محترم روم، نگهبان آن سرزمین و دیار آباد است.
هوش مصنوعی: نگارش نامه را از ابتدا با ستایش خداوند شروع کرد، زیرا کسی که بزرگ و ارزشمند است، جز به یزدان (خدا) پناه نمیبرد.
هوش مصنوعی: خداوندی که خورشید و ماه را به گردش درمیآورد، و او منبع پیروزی و قدرت است.
هوش مصنوعی: وقتی که کسری به میدان نبرد قدم میگذارد و از مسیر آسمانها بیرون میآید، اگر آماده جنگ باشد، و اگر هم بخواهد عدالت و محبت را برقرار کند.
هوش مصنوعی: اگر تو به قیصر روم برتری و مقام بالایی داری، پس نباید بیش از این با عربها قضاوت کنی و داوری کنی.
هوش مصنوعی: اگر اینکه در جستجوی میش (گوسفند) هستی، به چنگال گرگ (دشمن) برمیخوری، این تصور نادرست و موجب دردسر بزرگی خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر سپاهی به سوی منذر (یکی از سرداران یا فرماندهان) بفرستی، دیگر من لشکر و تاج و مقام را برای تو نخواهم گذاشت.
هوش مصنوعی: هر کس که زیر دست من باشد، اگر به رفتار بدی دست بزند، با شمشیرم مجازات خواهد شد و سرزنش من را خواهد شنید.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی پیمان و وفاداری حفظ شود، به مرز خود پا نگذار و درگیر آن نشو.
هوش مصنوعی: اگر از این حرفها بگذری، من هم از تو میگذرم و در آن صورت، سر و گاهت را زیر پا میگذارم.
هوش مصنوعی: خداوند قدرت و حکمرانی (کسری) را درود میفرستد و به او هشدار میدهد که به ظلم و ستم نپردازد و در این راه تلاش نکند.
هوش مصنوعی: بر روی نامه، مهر شاه را قرار دادند و از آن کاخ، سواری را انتخاب کردند.
هوش مصنوعی: فرستاده باید دارای تسلط بر زبان و بینش وسیع باشد و همچنین از نظر ظاهری روشن و محبوب به نظر برسد.
هوش مصنوعی: فرستادهای با نامه از سوی پادشاه به قیصر مشهور و بزرگ روم آمد.
هوش مصنوعی: فرستاده به قیصر گفت که نامه را سپاسگزاری کرد و همان تدبیر کسری را به یاد آورد.
هوش مصنوعی: سخنان کسری را شنید و نامه را خواند و در حیرت فرو رفت و شگفتزده شد.
هوش مصنوعی: کسری، پادشاه سرافراز، با سخنانش مردی را تحت تأثیر قرار داد که چهرهاش را از ترس یا تأثر چروکیده و رنگش زرد شده بود.
هوش مصنوعی: کسری بعد از خواندن نامه نویسنده، به او جواب نوشت و مطالب خوب و بد را در پاسخ خود به نمایش گذاشت.
هوش مصنوعی: وقتی که قلم بر روی کاغذ رنگین شد، نخستین بار به آفرینندهٔ هستی درود و ستایش فرستاد.
هوش مصنوعی: نگارندهٔ آسمان، یعنی خداوند، که از او خشم، آرامش و محبت به وجود میآید.
هوش مصنوعی: در دنیا، تنها یک نفر تاجدار است و دیگری در مقابل او با کمر (سلاح) آماده است.
هوش مصنوعی: اگر خود آسمان و سرنوشت تو را از من نبرد، سیاره مشتری (نشان ثروت و نعمت) نیز در اختیار تو خواهد بود.
هوش مصنوعی: به دفتر امور رسیدگی کن که رومزاده هرگز به فرزندان کیان (پادشاهان ایرانی) خراجی نپرداخته است.
هوش مصنوعی: اگر تو پادشاهی، من هم از طبقه پایینتر هستم، اما با تاج و تخت و لشکری بزرگ در کنار تو قرار دارم.
هوش مصنوعی: باید قبول کرد که چه دلایلی باید پذیرفته شود، به خاطر ترس از فیل و صدای طبل.
هوش مصنوعی: میخواهم اکنون از شما خراج و مالیات بگیرم که رومیان به خاطر جنگ و درگیری با ما، به شدت در حال خونریزی و حمله هستند.
هوش مصنوعی: عدهای از جنگجویان چیزهایی را غارت کردند و اگرچه مدتی گذشته، اما ما نیز نمیتوانیم این ستم را نادیده بگیریم.
هوش مصنوعی: سپاه سواران و نیزهداران را از دشت جمع میکنیم و گرد میآوریم تا از یک سوی به سوی دیگر حرکت کنیم.
هوش مصنوعی: نوشینروان، پادشاه ایرانِ پیشین، نه چون خورشید درخشان است و نه اگر هم با رحمت خود کلیدهای آسمانی را باز کند، نمیتواند باعث رونق و برکت در زمین شود.
هوش مصنوعی: کس (کسی) را از بزرگزادهها (مهان) نمیخواند، زیرا همه آرزوهای او در دنیا برآورده میشود.
هوش مصنوعی: فرستادهای که به کسری، پادشاه ایران، پیام آورده بود، هیچ پاسخی دریافت نکرد و کسری به شدت فراموشش کرده بود.
هوش مصنوعی: وقتی که فرستاده نامه را پیش او گذاشت، گفت که مسیح و صلیب برای تو همراه هم هستند.
هوش مصنوعی: فرستادهای به نزد کسری (نوشین روان) رفت و از هیچ کس در آن زمان، هیچ پاسخی خوشحالکننده و امیدبخش ندید، بلکه تنها پاسخی غمانگیز و ناامیدکننده دریافت کرد.
هوش مصنوعی: فرستاده به شهر ایران آمد و مانند گرد و غبار پخش شد و هرچه سخنان قیصر را بود، به یاد آورد و بیان کرد.
هوش مصنوعی: وقتی شهریار (کسری نوشین روان) نامه را خواند، از شرایط و حوادث زندگی برآشفته و ناراحت شد.
هوش مصنوعی: پادشاه دستور داد که همه موبدان (روحانیان) و ردان (عالمزادگان) را جمع کنند تا دربارهٔ محتوای آن نامه (پیام قیصر روم) بحث و گفتگو کنند.
هوش مصنوعی: سه روز در آنجا با مشاوران و خردمندان و همچنین با پهلوانان لشکر مشورت و گفتوگو کردند.
هوش مصنوعی: رای شاه بر این شد که سپاهش را به سوی جنگ با قیصر بفرستد.
هوش مصنوعی: از در گاودم صدای ناله بلند شد و نای و روینیه (نوعی ساز) به صدا درآمد.
هوش مصنوعی: او در آرامش نبود و یک لحظه هم درنگ نمیکند، بلکه بهدنبال حقیقت، به دنبال جنگ میرود.
هوش مصنوعی: سپه (ارتش) آماده نبرد شد و به جنگ رفت، و به یاد یزدان (خدا) خوبیها و بخششها را گرامی داشت.
هوش مصنوعی: ابر تیرهای بر افراشته شد که گویی آسمان چهرهاش را به رنگ قیر درآورده است.
هوش مصنوعی: زمین را به گونهای پوشانید که گویا نعل هوا یکسره از پرنیان پوشیده شده و رنگی قرمز مانند لعل (یاقوت) دارد.
هوش مصنوعی: بر زمین جایی برای پشه نیست و باد نیز در هوا راهی ندارد.
هوش مصنوعی: از زره سواران و گرد و غبار که بهوجود آمده، زمین مانند دریاچهای بزرگ و آبی شده است، مثل دریا نیل که وسعت و عمق دارد.
هوش مصنوعی: جهاندار (کسری نوشین روان) با درفش کاویانی، که نماد پادشاهی و قدرت است، در حال حرکت است و تاج بر سر دارد و کفشهایش از زر (طلا) ساخته شده است.
هوش مصنوعی: آواز و سر و صدای جنگجویان در دو طرف جبهه بلند میشود و آنها در پیش سپاه، طبل و فیلها به راه میاندازند.
هوش مصنوعی: پس در جلو و عقب لشکر، آزادگان (مردم آزاد) به سمت آذرابادگان (مردم آذربایجان) میرفتند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.