سنایی
»
حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
»
الباب العاشر فی سبب تصنیف الکتاب و بیان کتابة هذا الکتاب رعایة لذوی الالباب
»
بخش ۲۱ - اندر ضعف خویش گوید
آن چنان در سخن ضعیف تنم
که یکی دم به شست بار زنم
نبود گرچه صاحب هنرم
گر برندی مرا ز خود خبرم
سایهٔ من گرم بگیرد پای
تا قیامت بداردم بر جای
سایه را این کمال از افزونیست
هیچ دانی که ذات او بر چیست
راه بر دَم زن درین منزل
آن چنان سخت شد ز سستی دل
که دم از دل ز بس که ره بیند
تا به لب چار جای بنشیند
مر مرا زین صفت طبیب بدید
جسم نبسود لیک ناله شنید
گفت این شخص ناپدید شدست
روح از او نیز هم بعید شدست
چکنم روی باز گشتن نیست
شخص را وقت دست شستن نیست
ورنه از عمر دست شسته امی
همچو از نان ز جان گسسته امی
همچو نیلوفرم به جان پیوست
آسمان رنگ و آفتابپرست
فلک نحس را دراین تربت
نان ز ذلّست و آبش از کربت
گرچه جان در بدن هراسان بود
در خراسان مرا خور آسان بود
که به یک بیت اگر بخواستمی
غم دل را به جان بکاستمی
هست در دور چرخ غمّازش
ای دریغا سنایی آوازش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ضعف جسمانی و بیماری خود سخن میگوید و احساس ناامیدی و درماندگی را بیان میکند. او به سایهاش اشاره میکند که همیشه همراهش است و از آن به عنوان علامتی از وجودش یاد میکند. شاعر چنان به ضعف خود مبتلا شده که حتی نمیتواند در دل خود آرامش پیدا کند. طبیب او را ناتوان میبیند و روحش نیز از وجودش فاصله گرفته است. او در عین حال نسبت به زندگی و مرگ و دشواریهای آن احساس ناامیدی دارد و میگوید که اگر چه زندگی برایش سخت شده، اما در هر حال نمیتواند از آن دست بکشد. شاعر در نهایت به یاد شاعر دیگری میافتد و از آرزوی شنیدن صدای او حسرت میخورد.
هوش مصنوعی: من به قدری در کلام و گفتار ضعیف هستم که هر لحظه ممکن است به سادگی دچار مشکل شوم.
هوش مصنوعی: اگرچه من صاحب هنر نیستم، اما اگر ادعایی دارم، دست کم از خودم باخبرم.
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که من همیشه در کنار کسی میمانم و او را حمایت میکنم؛ حتی تا همیشه و در هر شرایطی.
هوش مصنوعی: سایه به خاطر وجودش هیچ کمالی ندارد. آیا میدانی که واقعاً ماهیت او چیست؟
هوش مصنوعی: در این خانه، راه رفتن بر دم حیوان به قدری دشوار شده که ناشی از بیخیالی و ضعف دل است.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه دلش پر از حرفها و احساسات است، مجبور است بارها و بارها به فکرش بیفتد و این اندوه را بروز دهد.
هوش مصنوعی: طبیب به من نگاه کرد و دید که جسمم سالم است، ولی صدای نالم را شنید.
هوش مصنوعی: این شخص غیبت کرده و به نظر میرسد که روحش نیز از او دور شده است.
هوش مصنوعی: کاری از دست من برنمیآید، زیرا بازگشتن شخصی ممکن نیست و زمانی برای شستشوی دستها وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگر به زندگی ام بیتوجهی کنم، مانند این است که از نان و جانی که برایم ضروری است، دل برداشتهام.
هوش مصنوعی: مثل نیلوفر آبی هستم که به روشنی آسمان و رنگ آفتابپرست پیوند خوردهام.
هوش مصنوعی: در این زمین، زندگی انسانها تحت تأثیر سرنوشت بد و ناگواری است که از آن نشأت میگیرد و چشیدن طعم عزت و کرامت در این شرایط، دشوار و سخت شده است.
هوش مصنوعی: هرچند که جان در بدن از ترس و نگرانی در شرق ایران به سر میبرد، اما در اینجا من به راحتی و آرامش زندگی میکنم.
هوش مصنوعی: اگر میتوانستم، با یک بیت شعر میتوانستم غم دل را از جانم کم کنم.
هوش مصنوعی: در چرخش دوران، نشانهای از غم و اندوه او وجود دارد، ای کاش که صدای سنایی را میشنیدیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.