گنجور

 
سنایی غزنوی
 

بود بقراط را خُمی مسکن

بودش آن خُم به جای پیراهن

روزی از اتفاق سرما یافت

از سوی خم به سوی دشت شتافت

پادشاه زمان برو بگذشت

دیدش او را چنان برهنه به دشت

شد برِ او فراز و گفت ای تن

کر بخواهی سبک سه حاجه ز من

هر سه حالی روا کنم تو بخواه

که منم بر زمانه شاهنشاه

گفت بقراط حاجت اوّل

عمام هست یک به یک به خلل

گنهم محو کن بیامرزم

کز گرانی چو کوه البرزم

گفت ویحک خدای بتواند

مزد بدهد گناه بستاند

گفت برگوی حاجت دومین

که منم پادشاه روی زمین

گفت پیرم مرا جوان گردان

عجز و ضعف از نهاد من بستان

گفت این از خدای باید خواست

از من این خواستن نیاید راست

زود پیش آر حاجت سومین

از من این آرزو مخواه چنین

گفت روزی من فزون گردان

جانم از چنگ مرگ باز رهان

گفت این نیز کرد نتوانم

مَلِکم بر جهان نه یزدانم

گفت برتر شو از برِ خورشید

که رطب خیره بار نارد بید

حاجت از کردگار خواهم من

وز تو حالی بدو پناهم من

تو چو من عاجزی و مجبوری

وز بزرگی و برتری دوری

برتری مر خدای را زیباست

که به ملکت همیشه بی‌همتاست

یارب ای سیّدی به حق رسول

دور گردان دل مرا ز فضول

ای خداوند فرد بی‌همتا

جسم را همچو اسم بخش سنا

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ناشناس در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۵۹ نوشته:

حکیم ابوالمجد مجدودبن ادم سنایی غزنوی رحمه الله علیه شاعر و شیفته ای از غزنه,,مربی ادبی مولوی بود ,,عطار روح بود و سنایی دو چشم او,,,,ما از پی عطاروسنایی امده ایم,,,,,,,
ستار حیدری سورشجانی,

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نجمه برناس در ‫۶ سال قبل، چهار شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۲۸ نوشته:

این حکایت در مصیبت نامه عطار آمده است امابه دیوانه ای نسبت داده شده است .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نجمه برناس در ‫۶ سال قبل، چهار شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۳۷ نوشته:

نکته دیگر اینکه در بیت ششم شعر اشتباه نوشتاری وجود دارد .
مصرع دوم : عملم هست یک به یک به خلل اشتباهاً نوشته شده است عمام

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نجمه برناس در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۴ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۵۱ نوشته:

چنگ مرگ :اضافه استعاری
که رطب ، خیره بار نارد بید : یعنی درخت بید ثمره ی خرما ندارد
شاعر در این شعر می خواهد بگوید انسان در اوج قدرت هم که باشد ناتوان است و قادر مطلق خداوند بی همتاست و انسان در نهایت عاجز است و صاحب اختیار نیست .
خم : ظرف سفالی بزرگ که در آن آب یا سرکه یا شراب ذخیره می کردند ؛ خمره

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نجمه برناس در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۴ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۰۲ نوشته:

گرانی ؛ سنگینی گناه
ویحک ؛ وای بر تو
برتر شو از بر خورشید : از جلوی خورشید برو کنار
ملکت : پادشاهی
دور گردان دل مرا از فضول : دل مرا از امور بیهوده دور کن

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.