گنجور

فی تنبیه الملک و کلمة الحق بغیر المداهنة

 
سنایی غزنوی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان
 

ای ز انصاف و عدل بالاتر

از عُلا رای تست والاتر

سخنی گویمت به حق بشنو

خیره بر راه تنگ و تیره مرو

هرکس از روی عرف خود آیند

مر ترا سال و ماه بستایند

زان سخنهای خوب غرّه مشو

همچو تردامنان به عدل منو

عدل را چند شرط لابد هست

چون نباشد به شرط عهد شکست

هرکس از بهر انتفاع ترا

می‌ستاید ز گونه گونه جدا

الامان الامان مشو غرّه

که نیرزند دسته‌ای ترّه

من مداهن نیم چو دیگر کس

پیش نارم ز ترّهات هوس

گر شبی در همه جهان رنجور

هست یک تن تو نیستی معذور

گر سگی ظالمی بدی شومی

برساند بدی به مظلومی

تو شوی روز حشر زان مأخوذ

وان زمان حسرتت ندارد سوز

عدل رفت و به جز فساد نماند

در همه عالم اعتماد نماند

هیچ‌کس را تو استوار مدار

کار خود کن کسی به یار مدار

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.