گنجور

 
سنایی غزنوی
 

آن شنیدی که گفت دمسازی

با قرینی از آنِ خود رازی

گفت کین راز تا نگویی باز

گفت خود کی شنیده‌ام ز تو راز

شرری بود کز هوا پژمرد

از تو زاد آن زمان و در من مرد

سر ز نامحرمان نهان باید

ورنه محرم چو بشنود شاید

دوست محرم بود به راز و نیاز

پیش محرم برهنه باید راز

در ره سیل و رودها خفته

سخن گفته به که ناگفته

راز جز پیش عاقلان مگشای

دل خود جز به اهل دل منمای

آن نبینی که تخمها در گِل

ننماید به هیچ ظالم دل

کم ز خاکی و خاک نعمت ساز

از زمستان نهفته دارد راز

چون هوا دست عدل بگشاید

راز و دل جمله خاک بنماید

راز در زیرکان نهان باشد

زانکه هشیار بدگمان باشد

هرکه در روز راز گسترده‌ست

ابجد از لوح عقل بسترده‌ست

سرّ والشّمس چون دلش دریافت

نه ز واللیل بدروار بتافت

گفت کین سوز پرده‌ساز منست

شب معراج روز راز منست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

mowjehasti در ‫۸ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۰۷:۳۶ نوشته:

در بیت ششم بنظر می رسد : (در ره سیل ، رودها خفته) بدون واو صحیح باشد.
و در بیت دهم نیز : (راز دل جمله خاک بنماید) بدون واو صحیح است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.