بخش ۴۹ - اندر دور قمر و گردش روزگار
دور ماهست و خلق را از ماه
عمر ماهست چون رهش کوتاه
هرکرا ماه پرورد به کنار
شیر خوارهاش دوتا کند چو خیار
با رونده روندگان پایند
بام خرگه به گِل نیندایند
خانهٔ جانت را به سال و به ماه
پاره پاره کنند چون خرگاه
چنبر چرخ و اختر شر و شور
این چو حرّاقه دان و آن چو بلور
میکشندت به خود به دام و به دم
پاسبانان گنبد اعظم
لیک اگر یورتگه ز عزّ سازند
هم ازو خرگهیت پردازند
بر تو عمر تو القیامة خواند
زانکه واللیل والضحاش نماند
چون برآید ز چرخ عمر تو شید
شید مرگ آنگه عود او شد بید
چون ببیندت آن زمان با ذل
راست چون در بهار نرگس و گل
لیک گه عزّ و گاه ذُل سازند
کار و بارت همه براندازند
عقل داند به عقل باز شناخت
دیده را جز به دیده نتوان یافت
که یکی شمع زنده کرد به باغ
به یکی بوسه صدهزار چراغ
گر کسی از اثیر برگذرد
دوربین زان بُوَد که دیده خورد
جنس از جنس باز دارد رنج
که ترازو بُوَد ترازو سنج
مبرد ار چند چیزها ساید
مبرد دیگرش بفرساید
با گرانجان مگوی هرگز راز
کاسیا چون دو شد شود غمّاز
اندرین خر سرای نویی تو
به چه مانی مرا نگویی تو
خرِ عیسی گرسنه بر آخُر
دامن راه کهکشان پر دُر
ار بسان ذباب ماندی باز
چکنی تخم خشم و شهوت و آز
دست دیوان گشاده خاتم جم
خواب شه بسته شب به سحر و به دم
یار در راه چون روان باشد
بیروان مرد چون روان باشد
دوستان در ره صلاح و صواب
یکدگر را مدد بوند چو آب
مرد باید که اهل دیده بُوَد
تا در این راه حق گزیده بُوَد
چون ندارد بصارت اندر کار
نشنوده است یا اولیالابصار
دیدهٔ دل ترا چو نیست قریر
نیستی در نهاد کار بصیر
اهل دین را جز اهل دین نگزید
دید را جز به دیده نتوان دید
یار ناجنس تخم خواب آمد
یار همجنس پای آب آمد
دوستان همچو آب ره سپرند
کآبها پایهای یکدگرند
راه بییار زفت باشد زفت
جز به آب آب کی تواند رفت
با رفیقان سفر مقر باشد
بیرفیقان مقر سقر باشد
بس نکو گفتهاند هشیاران
خانه را راه و راه را یاران
کار بد هر که را رفیق بدست
زانکه بد رنگ عاجز از خردست
زین جهان همه سراسر غم
دلم از دل گرفت و از جان هم
آنکه زو چاره نیست یارش دان
وآنکه نه یارِ تست بارش دان
تازگی سرو و گل ز بارانست
زندگی جان و دل ز یارانست
دوست را کس به یک بلا نفروخت
بهر کیکی گلیم نتوان سوخت
آب را چون مدد بود هم از آب
گلستان گردد آنچه بود خراب
پس اگر این مدد بریده شود
میوه بر شاخ پژمریده شود
راه بییار نیک نتوان رفت
ورنه پیش آیدت هزار آکفت
یار نیک اندرین زمانه کمست
زانکه غثّ و سمین کنون بهمست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بررسی مفهوم زندگی، دوستی و اهمیت همراهی با دیگران در مسیر زندگی میپردازد. شاعر به تشبیه عمر انسان به مسیری کوتاه در کنار ماه میپردازد و بیان میکند که چگونه زندگی میتواند با عشق و دوستی پر شود یا به خستگی و شکست منجر شود. او به نقش رفیقهای خوب در زندگی اشاره میکند و میگوید بدون یاران نیکو، فرد به سختی میتواند درک درستی از زندگی و هدفش داشته باشد. همچنین از مصائب و چالشهای زندگی میگوید و اینکه دوستان واقعی مانند آب هستند که به هم کمک میکنند و زندگی را برای یکدیگر آسانتر میسازند. در نهایت، شاعر بر اهمیت وجود دوستان در زندگی تأکید میکند و میگوید که زندگی بدون یاران خوب به شدت دشوار است.
هوش مصنوعی: دور ماه است و مردم عمرشان را به مانند ماهی که در حال گذر است میگذرانند، زیرا زندگی آنها کوتاه است.
هوش مصنوعی: هر کس که ماه را پرورانده، به مانند دوتایی خیار کنار شیرخوارهاش خواهد بود.
هوش مصنوعی: کسانی که به سوی پیشرفت قدم برمیدارند، هرگز به ذلت و شکست دچار نخواهند شد.
هوش مصنوعی: خانهٔ وجودت را مانند سرپناهی که با گذشت سالها و ماهها آسیب میبیند و تکهتکه میشود، تخریب کنند.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به توصیف دو نوع از واقعیتها میپردازد. "چنبر چرخ" به معنای حوادث و چرخش زمان است که میتواند مشکلات و آشفتگیهایی را به همراه داشته باشد. "اختر شر و شور" به ستارهها و موقعیتهای ناخوشایند اشاره دارد. در مقابل، "حرّاقه" و "بلور" نماد دو حالت مختلف از وجود و واقعیت هستند: یکی به آتش و حرارت و دیگری به شفافیت و لطافت. به طور کلی، شاعر به تضاد میان سختیهای زندگی و زیباییهای آن اشاره میکند.
هوش مصنوعی: تو را به دام و دامن نگهبانان گنبد بزرگ میکشند.
هوش مصنوعی: اما اگر جایگاه تو را با عزت بسازند، باز هم از تو به گونهای دیگر رفتار خواهند کرد.
هوش مصنوعی: بر تو روز قیامت خوانده میشود، زیرا دیگر شبها و روزها باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: وقتی که عمر تو به پایان میرسد و زمان مرگ فرا میرسد، دیگر نشانهای از زندگی باقی نمیماند و تنها یاد و خاطرهای از تو در ذهنها باقی میماند.
هوش مصنوعی: وقتی تو را در آن زمان ببیند، مثل گلها و نرگسها در بهار، با افتخار و سربلندی راست میایستد.
هوش مصنوعی: اما گاهی تو را به اوج عزت میرسانند و گاهی به ذلت میافکنند، در حالی که تمام امور و مسائل تو را تحت تأثیر قرار میدهند.
هوش مصنوعی: عقل فقط از طریق خرد خود میتواند واقعیتها را شناسایی کند و برای درک چشمی که با آن میبیند، نیاز به تجربه و بینایی خود دارد. به عبارت دیگر، شناخت واقعیات تنها از طریق دیدن و درک مستقیم امکانپذیر است.
هوش مصنوعی: در باغی، کسی با یک شمع روشن کرد، و با یک بوسه، هزاران چراغ را به روشنی آورد.
هوش مصنوعی: اگر کسی از اثرات و تأثیرات محیطی و شرایط زندگی بگذرد، در آن صورت از دوربین و معاینهای استفاده میشود که فقط به آنچه که دیده است، توجه میکند و نمیتواند از دیدگاههای دیگر فراتر رود.
هوش مصنوعی: هر چیزی با نوع خود، رنج و درد خاصی دارد، چون هر چیزی برای سنجش و اندازهگیری نیاز به ابزاری مناسب دارد.
هوش مصنوعی: اگر چیزی از لبههامان دور شود، چیز دیگری به جای آن خواهد آمد.
هوش مصنوعی: هرگز با انسانهای با شخصیت و با ارزش در مورد رازها صحبت نکن، زیرا وقتی که دو نفر به این راز آگاه شوند، ممکن است یکی از آنها به راز دیگری خیانت کند.
هوش مصنوعی: در این دنیا که پر از تغییر و نواست، تو چه قدر در جا ماندهای؟ چرا چیزی از وضعیت خود به من نمیگویی؟
هوش مصنوعی: خر عیسی، که نشانه ای از نیکی و قدرت است، در وضعیتی سخت و دشوار قرار دارد و در جستجوی غذایی است که از زیبایی و ارزش فوقالعادهای برخوردار باشد. این جستجو از مسیرهای دشوار و پرپیچ و خم که کهکشان مانند است، صورت میگیرد. در اینجا، دامن راه کهکشان به معنای مسیر پرستارهای است که عیناً پر از سنگهای قیمتی و زیورآلات میباشد.
هوش مصنوعی: اگر مانند مگس باقی بمانی، باز هم تخمهای خشم، شهوت و آز را خواهد گذاشت.
هوش مصنوعی: دست دیوان (موجودات غیر انسانی یا نیکوکاران) به دستورات جمشید (شاه بزرگ ایران) گشوده است و خواب شاه در این شب به پایان رسیده است. سحر و دم (زمان صبح و دمیدن صبح) نشاندهنده این است که زمان بیداری و آغاز جدیدی فرارسیده است.
هوش مصنوعی: دوستی که در مسیر همراهت است، مانند روحی زنده و پویاست، اما مردی که بدون روح و احساس باشد، مانند جسمی بیجان است.
هوش مصنوعی: دوستان در مسیر درست و نیکو، یکدیگر را یاری میکنند مانند آب که به هم میپیوندد و زندگی میبخشد.
هوش مصنوعی: مرد باید با بصیرت و آگاهی باشد تا بتواند در مسیر حقیقت و حق انتخاب درستی داشته باشد.
هوش مصنوعی: کسی که چشم بصیرت ندارد و در کارها دقت نمیکند، نمیتواند چیزهایی را بشنود که دیگران با بینش و درک صحیح میبینند.
هوش مصنوعی: چشم دل تو اگر بینا نباشد، در درونت نوری برای دیدن حقیقت وجود ندارد.
هوش مصنوعی: افراد مذهبی فقط با کسانی که به دین خودشان تعلق دارند، ارتباط برقرار میکنند و برای درک عمیقتر حقایق، نیاز به دیدگاهی مخصوص دارند که تنها از طریق چشم دل ممکن است.
هوش مصنوعی: دوست ناخالص مانند تخم خواب آورده شده و دوست همسان در کنار آب آمده است.
هوش مصنوعی: دوستان مانند آب هستند که راه را برای یکدیگر هموار میکنند، زیرا آبها به یکدیگر متصلاند و با هم حرکت میکنند.
هوش مصنوعی: راه بدون همراه دشوار است و جز با کمک و پشتیبانی غیر ممکن است. انسان به تنهایی نمیتواند از مشکلات عبور کند؛ نیاز به یاری و کمک دارد.
هوش مصنوعی: سفر با دوستان و رفقا خوشایند و دلپذیر است، اما اگر تنها باشی، سفر به سختی و تنگنا میانجامد.
هوش مصنوعی: هشیاران به خوبی گفتهاند که مسیر زندگی را باید شناخت و در این مسیر، دوستان و همراهان را پیدا کرد.
هوش مصنوعی: اگر کسی دوست یا رفیق بدی داشته باشد، کارهای نادرست او به خاطر آن رفیق است؛ زیرا که آدم نادان نمیتواند به درستی تصمیم بگیرد.
هوش مصنوعی: از این دنیا که پر از غم و اندوه است، دل من نیز غمگین و دلزده شده و جانم هم از این حالت رنج میبرد.
هوش مصنوعی: آن کسی که نمیتوانی از او دوری کنی، او را به عنوان دوست خود بشناس و آن کسی که دوستانه با تو رفتار نمیکند، او را به عنوان یک بار سنگین در نظر بگیر.
هوش مصنوعی: زندگی همچون سرسبزی سرو و شکوفهها به خاطر باران است و جان و دل انسان به سبب وجود دوستان و یاران به شادابی میرسد.
هوش مصنوعی: هیچکس دوستیاش را به خاطر یک مشکل یا سختی، به هیچ چیزی نمیفروشد؛ زیرا نمیتوان به خاطر اندکی منفعت، ارزش دوستی را از بین برد.
هوش مصنوعی: وقتی که آب و کمک وجود داشته باشد، حتی چیزی که خراب شده هم میتواند دوباره به bloom برسد.
هوش مصنوعی: اگر این کمک و حمایت ادامه پیدا نکند، جوانهها و ثمرات، بهسادگی و زود هنگام، از شاخ و برگ خود پژمرده خواهند شد.
هوش مصنوعی: برای رفتن به راهی نیک، اگر یاری نباشد، دشواریهای زیادی پیش میآید.
هوش مصنوعی: در این دوران، یار و دوست خوب کم پیدا میشود، زیرا با افت و خیزهایی که پیش آمده، ترکیبی از چیزهای بیارزش و ارزشمند به وجود آمده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.