سنایی
»
حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
»
الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر
»
بخش ۲۳ - فی ترک العادة بالمجاهدة
چکنی در کنار مادر خو
آخر ای نازنین کم از دو دو
پای در نه به راه بیفریاد
بر خرد خوان که هرچه باداباد
آنکه با میل مال و مُل باشد
نقد در دل ز بیم ذُل باشد
به مُل و مال میل تا چه کنی
الفی قد چو دال تا چه کنی
تا تو ترکی همی کنی بر من
هندویت نقد گشت جان میکن
تا تو خود را نهی چو ترک محل
هندویت سر گرفت زیر بغل
علف میش خود نکرده به کف
گرگ را گشته همچو میش علف
تو علف گشته مر فنا را رَو
باز داده ز دست گوز گرو
تو طلبکار قوت و خصم تو باز
چنگ کرده به حنجر تو دراز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به صورت استعاری به موضوعاتی همچون میل به ثروت و مقام، و پیامدهای منفی این تمایلات میپردازد. شاعر از طریق تصاویری مانند "علف" و "گرگ" به چالشهای روحی و روانی انسانی اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه انسانها در تلاش برای دستیابی به مال و مل، ممکن است از خود و هویت حقیقیشان فاصله بگیرند. به طور کلی، پیام شعر هشدار به فردی است که در دام خواستههای دنیوی گرفتار شده و خطراتی که این حرکت میتواند برای او به همراه داشته باشد.
هوش مصنوعی: اگر کنار مادر خود باشی، ای عزیز، همانند دو دو (یعنی دو برابر) ارزش داری.
هوش مصنوعی: پاهایت را در راه بدون صدا بگذار و به عقل خود گوش بسپار، زیرا هر چه باشد، همان است.
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر عشق به ثروت و داشتن امکانات وابسته است، در دل خود به خاطر ترس از خفت و ذلت، احساس ناامنی میکند.
هوش مصنوعی: به اموال و داراییها چقدر تمایل داری، چون ممکن است با بیتوجهی به آنها، به جایگاهی برسید که در آن قرار نمیگیری.
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو با زیباییهای خود من را مجذوب میکنی، جانم به حالت ناز و نازکدلی درآمده است.
هوش مصنوعی: زمانی که خود را از دنیا و محیط مادّی جدا کنی، مانند فردی که دلدادگیاش را به هندوستان ترک کرده و آن را زیر بغلش گرفته است.
هوش مصنوعی: علفی که میش به خودش نکرده، حالا در دست گرگ مانند میش شده است.
هوش مصنوعی: تو به چنان مرحلهای رسیدهای که فنا و نابودی را به سادگی پذیرفتهای و به آن افتخار میکنی، مانند علفی که در دست باد رها شده است.
هوش مصنوعی: تو در جستجوی قوت و روزی هستی، ولی دشمنی که داری، با قدرت به گلوی تو چنگ انداخته و تو را تحت فشار قرار داده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.