گنجور

 
سنایی

گفت روزی مرید با پیری

که در این راه چیست تدبیری

کار این راه بر معامله نیست

در رهِ جهد خود مجادله نیست

کار توفیق دارد اندر راه

نرسد کس به جهد سوی اله

پیر گفتا مجاهدت کردی

شرطِ شرعش به جای آوردی

جملگی بندگی به سر بردی

پای در شرط شرع بفشردی

شد یقینم که ناجوانمردی

در رهش بد زنی نه بد مردی

آنچه بر تست رَو به جا آور

وز سخنهای جاهلان بگذر

بندگی کن تو جهد خود می‌کن

راه رو راه و پیش مار سخن

جهد بر تست و بر خدا توفیق

زانکه توفیق جهد راست رفیق