گنجور

شمارهٔ ۲۸

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات
 

برخیز و برافروز هلا قبلهٔ زردشت

بنشین و برافگن شکم قاقم بر پشت

بس کس که به زردشت نگروید و کنون باز

ناکام کند روی سوی قبلهٔ زردشت

بس سرد نپایم که مرا آتش هجران

آتشکده کرد این دل و این دیده چو چرخشت

گر دست نهم بر دل از سوختن دل

انگشت شود بی‌شک در دست من انگشت

ای روی تو چون باغ و همه باغ بنفشه

خواهم که بنفشه چنم از زلف تو یک مشت

آنکس که ترا کشت، ترا کشت و مرا زاد

و آنکس که مرا زاد مرا زاد و ترا کشت



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

* برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با این شعر از نسخه‌های خطی اینجا را ببینید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

این شعر از دقیقی نه سنایی!

👆☹

اشکان نوشته:

از ستایی است

👆☹

اشکان نوشته:

از سنایی است

👆☹

روزبه نوشته:

از دقیقی است.

👆☹

احسان اسکندری شهرکی نوشته:

این شعر مال عسجدی مروزی است

👆☹

احسان اسکندری شهرکی نوشته:

در مجمع الفصحا این شعر ضبط شده است با نام شاعرش عسجدی مروزی البته قصیده معروف عسجدی مروزی با شاه بیت شطرنج ملک ساخت ملک با هزار شاه / هر شاه را به لعب دگر شاه مات کرد در طبقات ناصری به نام عنصری ضبط شده است و این در آمیخته گی در نسخ قرن چهارم و پنجم به شدت رایجه

👆☹

از گنجینهٔ گنجور دیدن کنید