ای دل اندر بیم جان از بهر دل بگداخته
جان شیرین را ز تن در کار دل پرداخته
تا دل و جان درنبازی دل نبیند ناز و عز
کی سر آخور گشت هرگز مرکبی ناتاخته
بند مادرزاد باید همچو مرغابی به پای
طوق ایزد کرد باید در عنق چون فاخته
تا به روی آب چون مرغابیان دانی گذشت
در هوا چون فاخته پری و بال آخته
مرد این ره را گذر بر روی آب و آتشست
آب و آتش آشنا را داند از نشناخته
یاد کن آن مرد را کو پای در دریا نهاد
از پسش دشمن همی آمد علم افراخته
آب رود نیل هر دو مرد را بر سنگ زد
کم عیار آمد یکی زو روح شد پرداخته
آتش نمرود و آن لشکر نمیبینم به جای
زر آزر را دگر کن منجنیق انداخته
ایزدش پیرایه چون زر کرد ازین کاتش بدید
هر زری کو دید آتش کار او شد ساخته


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی مفاهیم عشق و جان و دل میپردازد و بر لزوم فداکاری در راه عشق تأکید میکند. او به دل میگوید که باید با عشق دست به خطر بزند تا به ناز و عزت دست یابد. به تصویر کشیده میشود که انسان باید با صبر و همت، موانع را پشت سر بگذارد و با تلاش و فداکاری، به بالندگی و پیروزی برسد. همچنین از قصههایی چون رویداد در آب نیل و آتش نمرود یاد میکند تا نشان دهد که چه کسانی در راه حق و عشق ایستادگی کرده و موفق شدهاند. در نهایت، شاعر بر این باور است که آنانی که با تلاش و ایمان به آتش و آب میروند، به موفقیت میرسند و زندگیای پرارزش میسازند.
هوش مصنوعی: ای دل، در حالی که جانت در خطر است، برای خاطر دل خود جان شیرینت را از تن خود جدا کرده و در عشق و محبت غرق شدهای.
هوش مصنوعی: اگر دل و جان به بازی گرفته نشود، دل هرگز لطافت و ناز را نخواهد دید. نے هیچ وقت مرکب ناتوانی که آماده نباشد، به آخور نزدیک نمیشود.
هوش مصنوعی: باید از زمانهٔ تولد خود به مانند مرغابی بندگی خدا را به دوش کشید و در گردن مانند فاخته باید طوق احترام و اطاعت از خداوند را بهعنوان نشانهای از این بندگی داشته باشیم.
هوش مصنوعی: وقتی که به روی آب مانند مرغابیان میگذری، باید بدانی که مانند فاخته در هوا با بالهای باز پرواز کنی و به اوج برسی.
هوش مصنوعی: مردی که در این مسیر پیش میرود، بر روی آب و آتش قدم میزند. او کسی است که تفاوت بین آب و آتش را میشناسد و میداند چه چیزی آشناست و چه چیزی ناآشنا.
هوش مصنوعی: به یاد بیاور آن مرد را که با پای خود به دریا رفت، در حالی که دشمنانش با آمادهباش و پرچمهای برافراشته به دنبالش میآمدند.
هوش مصنوعی: آب رود نیل یکی از این دو مرد را بر سنگ زد و او به خاطر ضعف و بیعرضگی نتوانست مقاومت کند و جان باخت.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم آتش نمرود و لشکر او را ببینم؛ به من دستور بده تا به جای زر (خدا) آزر (پدر ابراهیم) را غصب کنم و منجنیق (وسیلهای برای پرتاب سنگ) را پرتاب کنم.
هوش مصنوعی: خداوند، آنچنان که طلا را از آتش میسازد، برای نمرود هم در آتش دقت و عبرت نهاد؛ هر کس که آتش او را دید، به این نتیجه رسید که خود او به دست همان آتش نابود خواهد شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای همای همتت سر بر سپهر افراخته
کس چو سیمرغت نظیری در جهان نشناخته
دور بین چون کرکس و خصم افکنی همچون عقاب
باز هنگام هنر گردن چو باز افراخته
طوطیان نظم کلام و بلبلان زیر نوا
[...]
ای به میدانهای وحدت گوی شاهی باخته
جمله را عریان بدیده کس تو را نشناخته
عقل کل کژچشم گشته از کمال غیرتت
وز کژی پنداشته کو مر تو را انداخته
ای چراغ و چشم عالم در جهان فرد آمدی
[...]
ای به دعوی خویشتن را مرد معنی ساخته
وآن گه از دعوی و معنی ذره ای نشناخته
لاف مردی از تو کی زیبد چو وقت امتحان
هستی از تر دامنی دامن گریبان ساخته
این قدر دانی مگر کاندر حقیقت جغد را
[...]
ای لوای مهتری بر لامکان افراخته
غلغل لولاک بر هفت آسمان انداخته
شهسوار دین که چون زین بست بر پشت براق
از زمین تا اوج او ادنی به یکدم تاخته
چون دو چوگان کرده مه را یک سر انگشت تو
[...]
ای جمالت پرتوی برهر دو کون انداخته
همچو مه تابان دو عالم زان تجلی ساخته
تا نه بیند چشم غیری حسن جان افزای دوست
هر دو عالم را ز نام غیر واپرداخته
بهر اظهار کمال خود ز خانه شاه عشق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.