هر که در بند خویشتن نبود
وثن خویش را شمن نبود
آنکه خالی شود ز خویشی خویش
خویشی خویش را وطن نبود
من مگوی ار ز خویش بی خبری
زان که از خویش مرده من نبود
در خرابات هر که مرد از خویش
تن او را ز من کفن نبود
ارنهای مرده هر چه خواهی گوی
از همه جز منت سخن نبود
با سنایی ازین خصومت نیست
زین خصومت ورا حزن نبود
مست باش ای پسر که مستان را
دل به تیمار ممتحن نبود
راستی را همی چو خواهی کرد
نیستی جز هلاک تن نبود


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان معنای آزادی از وابستگیهای خود و نیاز به رهایی از قید و بندهای دنیوی میپردازد. شاعر بیان میکند که کسی که در بند خویشتن نباشد، نمیتواند به زندگی واقعی و معنوی دست یابد. او بهویژه بر این نکته تأکید میکند که اگر فردی از خود جدا شود، دیگر نمیتواند به هویت واقعیاش دست یابد. همچنین، سنایی افسوس میخورد که بسیاری از افراد در کوران دنیا درگیر قضاوتهای بیمورد هستند و از حقیقت زندگی غافلند. او به مستان توصیه میکند که باید از نگرانیها رها شوند و به مسیری بروند که به حقیقت میانجامد.
هوش مصنوعی: هر کسی که به خود وابسته و درگیر خودش نیست، مکان و سرزمینش هم مثل خود او بدون ارزش و اعتبار است.
هوش مصنوعی: کسی که از خود و هویت واقعیاش خالی باشد، هیچگاه در خود و در درونش آرامش و وطن ندارد.
هوش مصنوعی: من را مگو که از خود بیخبرم، چون مردهای از خود بیخبر نیستم.
هوش مصنوعی: در محلهٔ خراباتی (محل فساد و شبنشینی)، هر کسی که از خود بیخود شده و مرده، پیکر او را من (سخنگو) نمیتوانم کفن کنم و برای او عزاداری کنم.
هوش مصنوعی: اگر غیر از این مرده، هر چه بخواهی بگو، اما از هیچ چیز جز نعمت و لطف او نمیتوان سخن گفت.
هوش مصنوعی: میگوید با سنایی مشکلی ندارم و از این دشمنی، هیچ غم و اندوهی برای او وجود ندارد.
هوش مصنوعی: ای پسر، مست و سرمست باش، زیرا مستان هیچ نگرانی و دلهرهای از آزمایش و امتحان ندارند.
هوش مصنوعی: اگر راست و درست زندگی کنی، چیزی جز هلاکت جسم و جانت نخواهد بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
شاه باید غلام تن نبود
تا خطیبش دروغ زن نبود
ای کریمی که با لطافت تو
باغ را برگ یاسمن نبود
چو تو در راستی و ازادی
قامت سرو در چمن نبود
تا بلفظ تو در نیاویزد
[...]
هیچ محتاج کن مکن نبود
شیخ را حاجت سخن نبود
اهل توحید را سخن نبود
که سخن، بی نشان من نبود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.