گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۹

 
سنایی غزنوی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چون دو زلفین تو کمند بود

شاید ار دل اسیر بند بود

گوییم صبر کن ز بهر خدا

آخر این صبر نیز چند بود

خواجه انصاف می بباید داد

با چنین رخ چه جای پند بود

سرو را کی رخ چو ماه بود

ما را کی لب چو قند بود

می ندانی که پست گردد زود

هر کرا همت بلند بود

هر که معشوقه‌ای چنین طلبد

همه رنج و غمش پسند بود

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.