گنجور

 
صامت بروجردی
 

رفتی و بردی ز دل تاب و توانم علی

داغ فراق تو زد شعله به جانم علی

تازه جوانم علی سرو روانم علی

بعد تو امید من قطع شد از زندگی

داد فراقت به باد نام و نشانم علی

تازه جوانم علی سرو روانم علی

رفتی و از رفتنت باب تو دلگیر شد

مادرت ای نوجوان از غم تو پیر شد

در کف دشمن اسیر پیر زمین گیر شد

دوری روی تو کرد سیر ز جانم علی

تازه جوانم علی سرو روانم علی

مانده بدل آرزو تا که در این وادیت

پا کنم از روی مهر حجله گه شادیت

به تو بندم حنا در شب دامادیت

داد که یک دم نداد هر امانم علی

تازه جوانم علی سرو روانم علی

ای گل باغ حسین اکبر نسرین عذار

دیده زینت بود بهتر تو در انتظار

گریه کنم تا بکی در غم تو زار زار

بی‌تو رود در فک آه و فغانم علی

تازه جوانم علی سرو روانم علی

سیر نگشته دلم از رخ زیبای تو

باب تو دارد هنوز میل تماشای تو

خیز که تا بنگرم بر قد و بالای تو

آتش قلب کباب تا بنشانم علی

تازه جوانم علی سرو روانم علی

خانه صبر مرا ساخته زیر و زبر

آنکه تو را ای پسر تیغ ستم زد بسر

تا ز سرت شد عیان معنی شق‌القمر

تازه جوانم علی سرو روانم علی

تنگ چو (صامت) شده دل ز جهانم علی