گنجور

شمارهٔ ۵ - تاریخ زلزله عجیبه سیلاخور

 
صامت بروجردی
صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ
 

به گوش خلق ز بس شد ز باد غفلت پر

نهیب مرگ بود چون نوای زنگ شتر

چنان نجاست طول عمر سرایت کرد

که قلب شسته نگردد ز آب جاری و کر

هر آنچه آیت تنبیه حق کند ظاهر

بود حکایت گاو و خر و جو و آخر

رست چون «کذبت قوم لوط بالنذر» است

مشاهدات پیا پی و بینات زیر

چون در زمان محمدعلی شه قاجار

جریده عمل خلق شد ز عصیان پر

به گوش مردم سیلاخوری ز زلزله شد

پی نصیحت و ارشاد حلقه زد بر در

که از خرابی او تا هزار سال دگر

کنند یاد چه هنگامه ثمود و نذر

رقم نمود به تاریخ این بلا (صامت)

بود ز زلزله ویرانه کل سیلاخور



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

* برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با این شعر از نسخه‌های خطی اینجا را ببینید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

پشتیبانی آهنگهای مرتبط از سایت اسپاتیفای