گنجور

شمارهٔ ۷ - زبان حال حضرت سکینه

 
صامت بروجردی
صامت بروجردی » کتاب المراثی و المصائب
 

دریغ و درد که نگذاشتند جان پدر

تن مبارکت از آفتاب برادرم

نداد شمر امان کز رخت نگاهی سیر

برای توشه شام خراب برادرم

اگر به خواب رود بی‌تو دیده‌ام امشب

دگر ز روز جزایش ز خواب برادرم

مرا که سوختن دل به اختیاری نیست

چگونه از سر آتش کباب بردارم

برای گریه اگر کوفیان مجال دهند

بنای عالم امکان ز آب بردارم

اگر به شام یزیدم به نزد خود طلبد

چگونه پاسوی بزم شراب بردارم

کنم حکایت چوب و لب حسین (صامت)

به روز حشر چو سر از تراب برادرم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید