شوم فدای تن بیکفن به روی ترابت
به خواب جان برادر که گشته موسوم خوابت
پی وداع تو با اشک و آه آمده زینب
ز من بپرس که خواهر که برده است نقابت
اگر کفن ننهادم به پیکر تو و رفتم
مرا ببخش که شرمندهام ز روی جنابت
ز خاطرم نرود تا به روز حشر برادر
ز درد تشنه لبی پیچ و تاب قلب کبابت
چو ابن سعد نمیداد بر تو قطره آبی
دگر برای چه آن بیحیا نداد جوابت
کشید شمر به حلق تو دشنه با لب تشنه
نداد قطره آبی چرا ز راه ثوابت
گرفته وعده مهمانی از تو خولی و ترسم
ز کنج مطبخ آن میزان خانه خرابت
به حیرتم که رسم بعد از این کجا به وصالت
به شهر شام بود وعَده یا بیزم شرابت
دگر ز معصیت خود مترس(صامت) محزون
که هست شاه شهیدان شفیع روز حسابت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است از زبان زینب (خواهر امام حسین) که در آن به یاد برادرش و مصیبتهایی که بر او و خانوادهاش گذشته، میپردازد. او از غم جدایی و بیکفن ماندن حسین صحبت میکند و این که برادرش با تشنگی جان داد. زینب در شعرش به مظلومیت حسین و سختیهای خانوادۀ او در کربلا اشاره میکند و از دردها و آلامی که تحمل کرده، سخن میگوید. او همچنین نگران سرنوشت خود و دیگر بازماندگان در سرزمین شام است. در نهایت، زینب به شفاعت حسین در روز قیامت اشاره میکند و از دردهایش سخن میگوید.
هوش مصنوعی: من جانم را فدای جسم بدون کفن تو میکنم، به خاطر اینکه بر روی خاک تو خواب برادر را ببینم که به خواب مشهور شده است.
هوش مصنوعی: زینب با درد و غم به وداع تو آمده است. از من بپرس که خواهرم، چه کسی نقاب تو را برداشته است.
هوش مصنوعی: اگر من در زمان وداع با تو، پوشش نداشتم و تو را تنها گذاشتم، مرا ببخش که از بیاحترامی به تو شرمندهام.
هوش مصنوعی: هرگز یادم نمیرود که تا روز قیامت، برادر به خاطر عذاب تشنگی دلش بیتاب و ناآرام است.
هوش مصنوعی: وقتی ابن سعد به تو قطرهای آب هم نمیداد، دیگر چرا آن بیشرم جوابی به تو نداد؟
هوش مصنوعی: شمر با دشنه به گردن تو نزدیک شد، در حالی که تشنه بود و حتی یک قطره آب هم به تو نداد. چرا بر مواضع ثابت و استوارت تکیه نکردی؟
هوش مصنوعی: من از خولی که وعده مهمانی از تو را داده، نگرانم که در آشپزخانه خانه ویران تو، چیزی بدی در انتظارم باشد.
هوش مصنوعی: من در شگفتم که پس از این، راه رسیدن به وصالت کدام است، آیا به سوی شهر شام میرسد یا وعدهای برای نوشیدن شرابت وجود دارد؟
هوش مصنوعی: دیگر از گناه خود نترس، ای غمگین، زیرا که شاه شهیدان در روز حساب، شفیع تو خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
حدیث عشق میسّر کجا شود به کتابت
که نام عشق بسوزد سر قلم ز مهابت
زهی سعادت آن کس که پای بند کسی شد
بریده از همه پیوند و خویش و اهل و قرابت
به شب رسید دگر بار روزم از غم هجران
[...]
مرا حدیث شکفتی است در کمال غرابت
که از گدای طریقت بشه رسید مهابت
بکوی عشق عجب میکنی زعجز سلاطین
گدای او بشه از عجز کرده شد زغرابت
نثار خاک در دوست میکند دو جهانرا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.