گنجور

 
صامت بروجردی

فغان که دهر به جز شور و انقلاب ندارد

ز ظلم بر شه لب تشنه اجتناب ندارد

به زیر تیغ حسین با گلوی خشک حسد بین

روا به سبط نبی نیم جرعه آب ندارد

مگر به دشت نجف شیر حق‌کننده خیبر

خهبر ز حال حسینش ابوتراب ندارد؟

صبا برو به نجف گوی با پسرعم احمد

بیا که زخم حسینت دگر حساب ندارد

تنی که داشت شرف بر جهان عرش ملایک

ببین که سایه بجز تاب آفتاب ندارد

تنی که بود مقامش به دوش پیغمبر

کفن به جسم خود اندر سر تراب ندارد

صبا برو به مدینه بگو به حضرت زهرا

بیا که زینب بی‌کس به رخ نقاب ندارد

بیا ببین که سکینه ز کعب نیزه و سیلی

توان و تاب شکایت به نعش باب ندارد

اگرچه کشتن اکبر ربوده صبر ز لیلا

خبر ز بستن بازوی در طناب ندارد

اگرچه ز غم عباس شد کمان قد کلثوم

خبر ز شام و دف و بربط و رباب ندارد

اگرچه فاطمه بنشسته در مصیبت قاسم

خبر زرفتن در مجلس شراب ندارد

به روی نیزه سرشار در تلاوت قرآن

خبر ز چوب یزید از ره عتاب ندارد

ز چند لشگر غم صفت‌زده برابر (صامت)

دگر به دهر تمنای خورد و خواب ندارد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
حکیم نزاری

فروغِ طلعتِ رویِ تو آفتاب ندارد

نسیمِ ناقۀ زلفِ تو مشکِ ناب ندارد

عجب که سایۀ زلفِ تو گر رسد به جمادی

که هم چو ذرّه به خاصیّت اظطراب ندارد

تو خود به جانبِ ما هیچ التفات نداری

[...]

امیرخسرو دهلوی

مهی گذشت که چشمم خبر ز خواب ندارد

مرا شبی ست سیه رو که ماهتاب ندارد

به جان دوست که مرده هزار بار به از من

که باری از دل بدخوی من عذاب ندارد

تو ای که با مه من خفته ای به ناز، شبت خوش

[...]

وحشی بافقی

تو خون به کاسهٔ من کن که غیرتاب ندارد

تنک شراب ستم ظرف این شراب ندارد

چه دیده‌ای و درین چیست مصلحت که نگاهت

تمام خشم شد و رخصت عتاب ندارد

تو زود رنج تغافل پرست ، وه چه بلندی

[...]

صائب تبریزی

نظر به روی تو خورشید آب وتاب ندارد

بدیهه عرق شرم آفتاب ندارد

اگر چه هست برآن زلف پیچ وتاب مسلم

نظر به موی میان تو پیچ وتاب ندارد

دماغ خشک مرا کرد نامه تو معطر

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
طغرای مشهدی

کسی که چیده به بیداری از رخت گل حیرت

به رنگ آینه تا حشر میل خواب ندارد

چو شیشه گر، به کفم گر ز کارخانه قسمت

هزار شیشه درآید، یکی شراب ندارد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه