گنجور

 
صامت بروجردی

نمی‌دانم شب هجر تو را باشد سحر یا نه

دل گمگشته‌ام آخر وطین بیند دگر یا نه

ز جوی دیده دادم آب شمشاد قد سروت

که تا یک روز از رفتار او بینتم ثمر یا نه

نه اشک است و نه خون جانان کو بر دیده‌ام بنگر

ببین از هجر رویت دل برون آورده سر یا نه

گر از کویت گی آید ببوسم دست و پایش را

ببینم از برای قتل من آردخبر یا نه

میان عاشقان دزدیده بر روی تو حیرانم

ببین گاهی کنی سوی من مسکین نظر یا نه

ز یک تیرت بی‌پروا از کویت یک پری دارم

زنی بهر پر دیگر مرا تبر دگر یا نه

در آن آه آهی که از کامم برآید نیمه شب (صامت)

نمی‌دانم به جز لب سوختن دارد اثر یا نه

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
محتشم کاشانی

نمی‌دانم ز خود افتادگان داری خبر یا نه

ز دور این نالهٔ ما در دلت دارد اثر یا نه

یقین داری که دارم از خیالت پیکری با خود

که شب تا صبح دم می‌گردمش بر گرد سر یانه

به گوشت هیچ می‌گوید که اینک می‌رسد از پی

[...]

آذر بیگدلی

شب هجران، نمی‌دانم ز پی دارد سحر یا نه؟!

وگر دارد سحر، آه سحر دارد اثر یا نه؟!

به روز بد مرا ز آغاز کار افگند عشق، اما

نمی‌دانم که خواهد داشت روزی زین بتر یا نه؟!

اگر بی‌تابی خود در فراق آن سفر کرده

[...]

سحاب اصفهانی

نمی‌دانم کسی در کوی او دارد گذر یا نه

اگر دارد گذر از حال دل دارد خبر یا نه

اثر در سنگ خارا دارد افغانم نمی‌دانم

که او را دل بود از سنگ خارا سخت‌تر یا نه

به کویش جرأت فریادم ار باشد ز بیدادش

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه