گنجور

شمارهٔ ۱۴

 
صامت بروجردی
صامت بروجردی » غزلیات
 

اختلاف اهل دل خوبس اهل دل کجاست

آنکه حل سازد یکی از این همه مشکل کجاست

روزگاری شد که سرگردان دشت حیرتم

یک نفر یدا نشد تا گویدم منزل کجاست

غرقه در دریای خودبینی شدم دردا که نیست

ناخدای کاملی تا گویدم ساحل کجاست

لیلی ما را همی گویند کاندر محمل است

کس نمی‌گوید کدامین کاروان محمل کجاست

من که هرگز بر جنون خویش منکر نیستم

با من مجنون نمی‌گوید کسی عاقل کجاست

دانه امید بس در مزرع دل کاشتم

گر حقیقت داشت پس آن دانه را حاصل کجاست

(صامتا) هر کس به جز من دور از دلدار ماند

پس در این درگه ندانم بنده مقبل کجاست



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سید محسن نوشته:

یک نفر پیدا نشد تا گویدم منزل کجاست—صحیح است

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید