گنجور

بخش ۳۱ - غزل

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » جمشید و خورشید
 

فریاد همی دارم و فریاد رسی نیست

پندار درین گنبد فیروزه کسی نیست

ای باد خبر بر، بر آن یار همی دم

کز بهر خبر جز تو مرا همنفسی نیست

از هستی من جز نفسی باز نمانده‌ست

هر چند که این نیز بر آنم که بسی نیست

ما را هوس آن دست که در پای تو میریم

دارد مگسی در شکرستان تو پرواز

دردا که مرا قوت پر مگسی نیست

خواهیم گذشت از سر آن قلزم نیلی

آخر قدم همت ما کم ز خسی نیست

ای طوطی جان زرین قفس سبز برون ای



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مهرداد نوشته:

بنظرم در بیتهای سوم تا ششم جابجایی در مصرعها صورت گرفته و قافیه ها همخوانی ندارند

👆☹

پرستو نوشته:

فریاد همی دارم و فریادرسی نیست
پندار درین گنبد فیروزه کسی نیست
ای باد خبر بر، بر آن یار همی دم
کز بهر خبر جز تو مرا همنفسی نیست
از هستی من جز نفسی باز نمانده ست
هر چند که این نیز برآنم که بسی نیست
ما را هوس آن ست که در پای تو میریم
گر بخت کند یاریم این کم هوسی نیست
دارد مگسی در شکرستان تو پرواز
دردا که مرا قوت پر مگسی نیست
خواهیم گذشت از سر آن قلزم نیلی
آخرقدم همت ما کم ز خسی نیست
ای طوطی جان زین قفس سبز برون ای
آیا تو برآنی که ازین به قفسی نیست؟

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.