گنجور

 
سلمان ساوجی
 

خسروا این امیر کرمان چند

کفن خود چو کرم پیله تند

خیل کرمان تو مورگیر و ملخ

با سلیمان و ملک او چه زند

آفرین بر ثبات و حلم تو کو

پشت کوه از شکوه می‌شکند

صبر ایوبی تو کرمان را

من بر آنم که زود بر فکند

گور اگر با پلنگ جوید جنگ

گور خود را بدست خویش کند

عقل داند که عاقبت چه بود

روبهی را که قصد شیر کند

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.