گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

غزل شمارهٔ ۳۸۴

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کشیده کار ز تنهایم به شیدایی

ندانم این همه غم چون کشم به تنهایی

ز بس که داده قلم شرح سرنوشت فراق

ز سرنوشت قلم نامه گشت سودایی

مرا تو عمر عزیزی که رفته‌ای ز سرم

چه خوش بود اگر ای عمر رفته بازآیی

زبان گشاده کمر بسته‌ایم تا چو قلم

به سر کنیم هر آن خدمتی که فرمایی

به احتیاط گذر بر سواد دیده من

چنانچه گوشه دامن به خون نیالایی

چه مرد عشق توام من درین طریق که عقل

درآمدست به سر با وجود دانایی

درم گشایی که امید بسته‌ام در تو

در امید که بگشاید ار تو نگشایی

به آفتاب خطای تو خواستم کردن

دلم نداد که هست آفتاب هر جایی

سعادت دو جهان است دیدن رویت

زهی سعادت اگر زانچه روی بنمایی!



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کسرا نوشته:

شعر خیلی قشنگیه… اما نکته ای که هست اینه که در همین سایت گنجور در غزل شماره ی ۲۹۸ شاعر بزرگ عراقی هم این شعر بدون هیچ تغیری موجوده… ساوجی عزیز در قرن هشت و عراقی در قرن هفت زندگی میکردن… پس با نهایت احترام به ساوجی… این شعر به عقیده ی بنده متعلق به عراقیست…

👆☹

حسین قائم مقامی نوشته:

بیت هفتم مصرع دوم در آمدست به سر با وجودِ دانایی اشتباه هست

در آمدست ز سر با وجودِ دانایی درست هست

با تشکر از سایت خوب و پر از محتوا و تلاشهای کم نظیر شما در حفظ و ترویج ادبیاتِ بی بدیلِ ایرانی

👆☹

سید محسن نوشته:

کشیده کار ز تنهائیم به شیدائی—-.
به افتاب خطاب تو خواستم کردن—–
درست است

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام