گنجور

 
سلمان ساوجی
 

به نیازی که با خدا داری

که دلم بیش ازین نیازاری

من نیاز آرم ار تو ناز آری

من نیاز آرم ار تو ناز آری

دل من برده‌ای ز دست مده

چه شود گر دلی به دست آری

ای ز زاری عاشقان بیزار

عاشقان چون کنند بی‌زاری

زارم از بی زری و می‌ترسم

که کشد بی زری به بیزاری

چاره کار من زرست چو نیست

زاریی می‌کنم به ناچاری

بخت خود را به خواب می‌بینم

کاشکی دیدمی به بیداری

من افتاده بر توانم خواست

از سر جان اگر کنی یاری

ما نیاریم کرد در تو نظر

نظری کن به ما اگر یاری

بوی زلفت اگر مدد ندهد

برنخیزد صبا ز بیماری

بار دل بس نبود سلمان را

عشق در می‌خورد به سر، باری

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

علیرضا محدثی در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۵ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۱۴ نوشته:

مصرع اول بیت دوم اشتباه است و باید این گونه اصلاح شود . لطفا اصلاح کنید :
" من نیازارم ار تو نازاری "
و کل بیت دوم چنین باید باشد :
من نیازارم ار تو نازاری
من نیاز آرم ار تو ناز آری
مستند به : دیوان سلمان ساوجی ، به اهتمام منصور مشفق ، انتشارات صفی علیشاه ، چاپ دوم 1367 ، صفحه 288
..

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.