گنجور

 
صغیر اصفهانی

ای ناله برمیا که تو را دادخواه نیست

همراهی آنکه با تو کند غیر آه نیست

یاران که را پناه تصور کنم که من

جز بی پناهی آنچه که بینم پناه نیست

گر بایدت ز حال دلم آگهی ببین

رنگ رخم که بهتر از اینم گواه نیست

یکدور ای فلک نزدی بر مراد ما

ما را از این نمد مگر آخر کلاه نیست

همت بدستگیری از پا فتادگان

بالله اگر ثواب نباشد گناه نیست

خون فقیر شربت خوان توانگر است

تحقیق رفته در سخنم اشتباه نیست

یارب گیاه مهر نروید در اصفهان

یا خود ببوستان جهان این گیاه نیست

شد عمر صرف غم همه ما را مگر صغیر

صبح سپید در پی شام سیاه نیست

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
وطواط

آن کس که در حمایت خوارزمشاه نیست

از جور حادثات جهان در پناه نیست

ابن یمین

دی گفت دوستی که مرا موی رو سفید

بس زود گشت گر چه که آنهم تباه نیست

لیکن هنوز موسم آن نیستت برو

مور اخضاب کن که بشرع این گناه نیست

دادم جواب و گفتمش ای آنکه در جهان

[...]

جهان ملک خاتون

ما را به غیر لطف تو شاها پناه نیست

زیرا که بنده ای چو من و چون تو شاه نیست

چون پایمال عشق شدم در غم فراق

آخر چرا به وصل توأم دستگاه نیست

دردم به دل رسید چرا ای طبیب من

[...]

سلیم تهرانی

آیینه را ز چشم تو تاب نگاه نیست

جز من کسی حریف تو ای کج کلاه نیست

ای پادشاه حسن، به جنگ شکستگان

تنها بیا، که حاجت خیل و سپاه نیست

گر صد نگاه چشم ترا، عاشقان تو

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سلیم تهرانی
نشاط اصفهانی

فصل گل است و موسم دیوان و گاه نیست

جز صحن باغ در خور اورنگ شاه نیست

نرگس گواه من که نباشد ببوستان

چشمی که در قدوم شهنشه براه نیست

ترکان شاه گرچه دلیرند و فتنه جو

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه