بیا ساقی از یکدو جام شراب
مرا کن چو دور زمانه خراب
کنی تا خرابم به کلی بده
شرابم شرابم شرابم شراب
به هر گوشهای فتنهای خواسته است
مگر یار بگشوده چشمان ز خواب
بآتش رخی کارم افتاده است
که از عشق او گشته جانم کباب
چه تاب بر سر زلف پرچین او
بدیدم بدادم ز کف صبر و تاب
به پیش رخش آفتاب فلک
بود همچو مه در بر آفتاب
نه تنها ربوده است تاب از صغیر
که برده است صبر از دل شیخ و شاب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به دعوت از ساقی برای نوشیدن شراب اشاره دارد و بیان میکند که در دورهای خراب و نامتعادل از زندگی قرار دارد. شاعر از ساقی میخواهد که او را به طور کامل مست کند تا فراموش کند. به توصیف چشمان خوابآلود یار پرداخته و میگوید که عشق او سبب شده جانش در آتش عشق بسوزد و توان صبرش را از دست بدهد. زیبایی یار را مانند ماه در میان آفتاب توصیف میکند و میگوید که این جذابیت تنها تاب و صبر خود را از دست نداده بلکه دل جوانان و سالخوردگان را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، دو جام شراب به من بده تا این دوران ناپایدار و خراب را فراموش کنم.
هوش مصنوعی: بنوش تا به طور کامل نابود شوم، به من شراب بده، شراب، شراب، شراب!
هوش مصنوعی: در هر گوشهای یک مشکل یا آشوب وجود دارد، مگر اینکه محبوب چشمهایش را از خواب باز کرده باشد و بیدار شده باشد.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت چهرهاش، حال و روزم بد شده و عشق او باعث شده روح و جانم در آتش عشق بسوزد.
هوش مصنوعی: من زیبایی و جذابیت زلف معوج او را دیدم و طاقت و صبر خود را از دست دادم.
هوش مصنوعی: در برابر چهره او، آفتاب آسمان همچون ماه در کنار آفتاب میدرخشد.
هوش مصنوعی: این شعر به این معنی است که نه تنها جوانها را از شوق و شور خود محروم کرده است، بلکه صبر و تحمل را هم از دل بزرگترها و افراد مسن گرفته است. به عبارت دیگر، تأثیرات منفی یک موضوع یا وضعیت، همه اقشار جامعه را تحت تأثیر قرار داده و آرامش و امید را از آنها گرفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همی بر شد آتش فرود آمد آب
همی گشت گرد زمین آفتاب
معلم به تعلیم شد در شتاب
که تا هر دو گشتند فرهنگ یاب
سوی خاور آید پدید آفتاب
هم آتش کند جوش طوفان چو آب
چو فردا زند بر سپهر آفتاب
جهان می شود سر به سر زر ناب
رخ زرد کرد آن رخ رنگریز
که بالاش سروست و رخ آفتاب
بشستش پس از رنگ آب دو چشم
که شست آب هجران از آن هر دو خواب
بلی هر چه رنگش کند رنگ ریز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.