بتی کو عزم دوری داشت با من با منست امشب
گل از رخسار او در بزم گلشن گلشنست امشب
پی ایثار او لعل و عقیق و لؤلؤ و مرجان
مرا از اشک خون آلود دامن دامنست امشب
بده ساقی می گلگون بزن مطرف دف و بربط
که بزم از غیر چون وادی ایمن ایمن است امشب
به پیش ناوک مژگان آن ترک کمان ابرو
زره آسا دل مجروح روزن روزن است امشب
نباشد حاجت شمع و چراغی محفل ما را
که بزم جان و دل زان روی روشن روشنست امشب
شکسته توبه و طرف کله مستان بیا زاهد
ببین در بزم میخواران چه بشکن بشکنست امشب
صغیر از حاصل وصلش نبود امید یکخوشه
ولی شامل مرا آن فیض خرمن خرمنست امشب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به وصف یک شب دلانگیز و جشن میپردازد. او به زیبایی و جذابیت بتی اشاره میکند که در این شب حضور دارد و گلهای بزم را زیباتر کرده است. شاعر به احساسات عمیقش و دردهای ناشی از عشق گله میکند و از ساقی میخواهد که شراب قرمز را سرو کند تا فضایی شادابتر بیافریند. زیبایی معشوقش آنقدر دلانگیز است که نیازی به شمع و چراغ نیست. شاعر همچنین از زاهدان میخواهد که از توبه دست بردارند و به بزم خوشگذرانی بپیوندند. در نهایت، او ابراز میکند که حتی با وجود عدم امید به وصال، از لطف و فیض آن شب بهرهمند است.
هوش مصنوعی: شخصی که تصمیم به جدایی از من دارد، امشب در کنار من است. چهرهاش مانند گل است و این شب بزم و شادمانی در بهار به یاد ماندنی است.
هوش مصنوعی: به خاطر فدای او، دامنم از اشکهای خونین پر شده و حالا این سنگهای قیمتی مانند لعل و عقیق و لؤلؤ و مرجان به نظر میآیند.
هوش مصنوعی: به می پیمایی با رنگ قرمز و لذتمندی بپرداز، زنگ موسیقی را به صدا درآور و جشن بپا کن، زیرا امشب این دورهمی از هر چیز دیگری امن و آرام است.
هوش مصنوعی: امشب دل مجروح من به خاطر تیرکمان ابروی آن ترک با مژگانش به شدت آشفته و مضطرب است.
هوش مصنوعی: ما به شمع و چراغ نیازی نداریم، چرا که امشب محفل ما به واسطه چهرهی نورانی و دلنشین شخص خاصی روشن و زیباست.
هوش مصنوعی: توبه من شکسته و سرمست هستم، ای زاهد، بیا و ببین در میخانه چه شوری برپاست و چگونه همه در حال شادی هستند.
هوش مصنوعی: در این بیت، فرد به این نکته اشاره میکند که انتظار زیادی از به دست آوردن عشق یا اتصال به معشوق ندارد، زیرا تنها امیدش به یک خوشه است. با این حال، او این شب را شب خاصی میداند که در آن، محبت و نعمتهای فراوانی به او رسیده است و احساس میکند که از لمحه وصل، ثمرات و خیرات زیادی نصیبش شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بتی کو عزم دوری داشت با من با منست امشب
گل از رخسار او در بزم گلشن گلشنست امشب
پی ایثار او لعل و عقیق و لؤلؤ و مرجان
مرا از اشک خون آلود دامن دامنست امشب
بده ساقی می گلگون بزن مطرب دف و بربط
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.