گنجور

 
صغیر اصفهانی

صاحب علم و عمل را رتبهٔ والاستی

قامت او در خور تشریف کرمناستی

هر که را علم و عمل حاصل نشد از قول حق

معنی بل هم اضل در حق او برجاستی

فخر در علم و ادب باشد نه در اصل و نسب

وین سخن قولولی خالق یکتاستی

علم باشد نور و تابد هر که را از حق بدل

دیده‌اش در این جهان و آن جهانی بیناستی

هر چه جز علم است‌ام روزت بکار آید ولی

علم همراه تو هم‌ امروز و هم فرداستی

علم را توصیف این بس کز برای بوالبشر

حق معلم گشت و شاهد علم الاسماستی

بهر تعلیم و تعلم هر کجا بنیاد شد

بهترین منزلگه و نیکوترین مأواستی

حل شود از علم هر جا مشکلی باشد صغیر

علم آری در جهان حلال مشکلهاستی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
فرخی سیستانی

دشت گویی گستریده حله دیباستی

کوه گویی توده بیجاده و میناستی

کشتزار از سبزه گویی آسمانستی درست

وآسمان ساده را گویی کنون صحراستی

ارغوان لعل گویی دو لب معشوق ماست

[...]

ناصرخسرو

این چه خیمه است این که گوئی پر گهر دریاستی

یا هزاران شمع در پنگان از میناستی

باغ اگر بر چرخ بودی لاله بودی مشتری

چرخ اگر در باغ بودی گلبنش جوزاستی

از گل سوری ندانستی کسی عیوق را

[...]

امیر معزی

آن بت مجلس فروز امروز اگر با ماستی

مجلس ما خُرّمَستی کار ما زیباستی

خفته و مست است و پنداری که از ما فارغ است

عیش ما خوش نیست بی او کاشکی با ماستی

گرچه می خوردست و از مستی به خواب اندر شدست

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از امیر معزی
نجم‌الدین رازی

خسروا بشنو فزونی از چون من کام کاستی

راستی بتوان شنود آخر هم از ناراستی

شرم دار آخر مجو زین بیشتر ازار خلق

از برای بیوفایی تاکسی کم کاستی

زشت باشد بهر دنیا موری آزردن ولیک

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از نجم‌الدین رازی
مولانا

در فنای محض افشانند مردان آستی

دامن خود برفشاند از دروغ و راستی

مرد مطلق دست خود را کی بیالاید به جان

آخر ای جان قلندر از چه پهلو خاستی

سالکی جان مجرد بر قلندر عرضه داد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه