صاحب علم و عمل را رتبهٔ والاستی
قامت او در خور تشریف کرمناستی
هر که را علم و عمل حاصل نشد از قول حق
معنی بل هم اضل در حق او برجاستی
فخر در علم و ادب باشد نه در اصل و نسب
وین سخن قولولی خالق یکتاستی
علم باشد نور و تابد هر که را از حق بدل
دیدهاش در این جهان و آن جهانی بیناستی
هر چه جز علم استام روزت بکار آید ولی
علم همراه تو هم امروز و هم فرداستی
علم را توصیف این بس کز برای بوالبشر
حق معلم گشت و شاهد علم الاسماستی
بهر تعلیم و تعلم هر کجا بنیاد شد
بهترین منزلگه و نیکوترین مأواستی
حل شود از علم هر جا مشکلی باشد صغیر
علم آری در جهان حلال مشکلهاستی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این اشعار به اهمیت علم و عمل اشاره دارند و رتبه بلند افرادی که این دو را دارند را ستایش میکنند. شاعر بیان میکند که فخر و برتری در علم و ادب است نه در اصل و نسب خانوادگی. علم به عنوان نوری معرفی میشود که بینش انسان را در این دنیا و دنیای دیگر روشن میکند. به علاوه، علم مشکلها را حل میکند و بهترین مکان برای تعلیم و تعلم را جایی میداند که علم در آن بنیاد شود. در نهایت، به نقش علم در زندگی بشری اشاره میشود که میتواند به حل مشکلات کمک کند.
هوش مصنوعی: کسی که دانش و عمل دارد، مقام والایی دارد و قامت او شایستهٔ احترام و کرامت است.
هوش مصنوعی: هر کسی که به علم و عمل نرسیده باشد، از فهم حقیقت ناتوان است و در واقع در گمراهی بیشتری قرار دارد.
هوش مصنوعی: کسی که در علم و ادب برتر است، باید به آن افتخار کند و نه به نسب و خاندانی که دارد؛ این موضوع از گفتار خالق یکتاست.
هوش مصنوعی: علم مانند نوری است که بر هر کسی که به حقیقت بنگرد، روشنایی میبخشد و او را در این دنیا و آن دنیا بینا میکند.
هوش مصنوعی: هر چیزی جز علم، ممکن است در این روز به کار بیاید، اما علم همیشه با تو خواهد بود؛ هم امروز و هم در آینده.
هوش مصنوعی: علم را اینگونه توصیف کنیم که برای بزرگترین انسان، یعنی پیامبر، حق معلمی به او داده شد و او شاهد علم و نامها شد.
هوش مصنوعی: هر جا که برای آموزش و یادگیری زمینهای فراهم شود، بهترین مکان و بهترین پناهگاه به شمار میآید.
هوش مصنوعی: هر کجا که مشکلی وجود داشته باشد، با علم و دانش میتوان آن را حل کرد. علم در این دنیا، کلید رفع دشواریهاست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دشت گویی گستریده حله دیباستی
کوه گویی توده بیجاده و میناستی
کشتزار از سبزه گویی آسمانستی درست
وآسمان ساده را گویی کنون صحراستی
ارغوان لعل گویی دو لب معشوق ماست
[...]
این چه خیمه است این که گوئی پر گهر دریاستی
یا هزاران شمع در پنگان از میناستی
باغ اگر بر چرخ بودی لاله بودی مشتری
چرخ اگر در باغ بودی گلبنش جوزاستی
از گل سوری ندانستی کسی عیوق را
[...]
آن بت مجلس فروز امروز اگر با ماستی
مجلس ما خُرّمَستی کار ما زیباستی
خفته و مست است و پنداری که از ما فارغ است
عیش ما خوش نیست بی او کاشکی با ماستی
گرچه می خوردست و از مستی به خواب اندر شدست
[...]
خسروا بشنو فزونی از چون من کام کاستی
راستی بتوان شنود آخر هم از ناراستی
شرم دار آخر مجو زین بیشتر ازار خلق
از برای بیوفایی تاکسی کم کاستی
زشت باشد بهر دنیا موری آزردن ولیک
[...]
در فنای محض افشانند مردان آستی
دامن خود برفشاند از دروغ و راستی
مرد مطلق دست خود را کی بیالاید به جان
آخر ای جان قلندر از چه پهلو خاستی
سالکی جان مجرد بر قلندر عرضه داد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.