سواد موی تو اندر بیاض روی نکو
نوشته است خطی لا اله الا هو
فرشتهٔی نه پری نه بشر نه پس چه کسی
که هر چه خوانمت از حسن بهتری از او
گرفتهام سر خود را ز روی شوق بدست
بدین امید که بر پایت افکنم چون گو
مرا بروضهٔ مینو چه حاجتست ذکر
که هست کوی توام به ز روضهٔ مینو
گذشته است ز موی معنبر تو مگر
که میوزد بمشامم نسیم غالیه بو
جفا و جور تو بر من همه نکو باشد
بلی به غیر نکویی نیاید از نیکو
صغیر کلب در تست ای شه خوبان
مباد آنکه برانیش روزی از سر کو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و ویژگیهای محبوبش اشاره میکند و از موی او به عنوان نمادی از اثرات الهی و جذابیتهای سرشار از عشق یاد میکند. او میگوید که نیازی به یادآوری مکانهای بهشتی ندارد، زیرا نزد محبوبش تمامی خوبیها و زیباییها وجود دارد. همچنین، شاعر به شوق و اشتیاق خود برای خدمت به محبوبش اشاره میکند و از جفا و بیرحمی او نیز به طرز عجیبی تمجید میکند، چرا که حتی این برخوردهای تلخ را نیز نیکو میداند. در پایان، شاعر به محبوبش، که او را «شه خوبان» خطاب میکند، هشدار میدهد که مبادا روزی او را از خود دور کند.
هوش مصنوعی: موهای سیاه تو بر روی صورت زیبایت خطی نوشته است که جز او هیچ خدایی نیست.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف موجودی میپردازد که نه از جنس فرشته است و نه از جنس انسان یا پری، بلکه موجودی خاص و منحصر به فرد است. این موجود آنقدر زیبا و باصفاتر از هر زیبایی دیگری است که هر چه از زیبایی و کمال بگویم، او بالاتر است.
هوش مصنوعی: من به خاطر شوق و امیدی که دارم، سر خود را گرفتهام و انتظار دارم که آن را بر پای تو بیفکنم، مانند یک گوهر.
هوش مصنوعی: بهشت و زیباییهای آن برای من جایی ندارد، چرا که وجود تو برایم مهمتر از هر زیبایی و باغی است.
هوش مصنوعی: نمیدانم چه زمان گذشته است که از موهای خوشبوی تو فاصله گرفتهام، اما همچنان نسیم عطر خوش تو را به مشامم میرساند.
هوش مصنوعی: سختیها و ظلمهای تو برای من همه خوب است، زیرا از کسی که نیکوست، جز خوبی انتظار نمیرود.
هوش مصنوعی: ای شاه خوبان، مبادا روزی این سگ کوچک را از سر کوچهات برانی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خری سبوی سرو روده گوش و خم پهلو
کماسه پشت و کدو گردن و تکاو گلو
چو آمد آید با او سبوی و روده و خم
چو شد کماسه رود با وی و تگا و کدو
خری سرش ز خری چون کدوی بیدانه
[...]
کمان شدم ز غم عشق آن کمان ابرو
که هست زیر لب لعل فام او لؤلو
غم فراق تو بندی نهاد بر پایم
که بر ندارم دست از دل و سر از زانو
ز مهر خسته عشقش بود تن زاهد
[...]
به نسبت از تو پیمبر بنازد ای سید
که از بقا نسب ذات توست حاصل ازو
عزیز ز تو کس نیست بر پیمبر از آنک
سلالهٔ گل اوئی و لالهٔ گل او
هزار بار کشیدهست عشقِ کافرخو
شبم ز بام به حجره، ز حجره تا سر کو
شب آن چنان به گاه آمده که هی برخیز
گرفته گوش مرا سخت همچو گوش سبو
ز هرچه پُر کندم، من سبوی تسلیمم
[...]
خدایگانا در ملک شرع معجز تو
شکست بند طلسم زمانه جادو
زبیم پاس تو در مرغزار ملک جهان
که شیر محترز است از چراگه آهو
همای معدلتت سایه آنچنان افکند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.