خوانند گرچه خلق جهان اصفهانیم
زین آب و خاک زادهام اما جهانیم
من با بشر برادرم و زادهٔ جهان
زنهار اصفهانی تنها نخوانیم
با نوع خویش در همه جا زیر آسمان
روشن چو آفتاب بود مهربانیم
شد زندگانیم بغم نوع خویش صرف
این دولت است ماحصل زندگانیم
خواهم ز حق خود همه باشند کامیاب
حق داند این بود بجهان کامرانیم
دانم که هر چه بهر تو خواهم همان مراست
ای دوست استفاده کن از نکته دانیم
ای بدگمان بعکس تو پیوسته حال من
نیک است زانکه برحذر از بدگمانیم
با خصم هم صغیر بصلحم بجان دوست
تنها نه دوستدار محبان جانیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات شاعر نسبت به هویتش و ارتباطش با دیگران میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که هرچند او از اصفهان است، اما خود را بخشی از جهان میداند و برادر بشر دیگرم هست. او بر اهمیت همبستگی و مهربانی با دیگران تأکید میکند و این را نتیجه زندگی اجتماعی میداند. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که خواسته او این است که همه از حق خود بهرهمند شوند و نباید به بدگمانی دچار شد. در نهایت، او بر اهمیت دوستی و صلح با دیگران حتی در برابر خصم تأکید میکند.
هوش مصنوعی: با اینکه من از آب و خاک اصفهان به دنیا آمدهام و مردم این جا هستم، اما جهانی جهانیتر از مرزهای این سرزمین دارم.
هوش مصنوعی: من به انسانها تعلق دارم و فرزند جهان هستم. پس از این، ای اصفهانی، تنها نباید بخوانیم.
هوش مصنوعی: ما در هر جا و در زیر آسمان آبی، همچون خورشید مهربانیم و با نوع خود بسیار صمیمی و دوستانه رفتار میکنیم.
هوش مصنوعی: زندگی ما به خاطر نوع خاصی از غم به سر میبرد و تنها نتیجهای که از این زندگی به دست میآوریم، همین درد و رنج است.
هوش مصنوعی: من خواهان این هستم که همه به حق خود برسند و خوشبخت باشند. حق میداند که این تنها راهی است که ما در این دنیا میتوانیم خوشبخت شویم.
هوش مصنوعی: میدانم که هر چه برای تو بخواهم، در واقع همان چیزی است که خودم به آن نیاز دارم، ای دوست. پس از دانستههایم بهرهبرداری کن.
هوش مصنوعی: ای کسی که بدگمان هستی، برعکس تو همیشه حال من خوب است؛ زیرا من از بدگمانی دوری میکنم.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر میگوید که حتی در مواجهه با دشمنان، با تمام وجود به حمایت و دوستیام ادامه میدهم و تنها به خاطر دوستی با عزیزان و محبان زندگی میکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای روی خوب تو سبب زندگانیم
یک روزه وصل تو طرب جاودانیم
جز با جمال تو نبود شادمانیم
جز با وصال تو نبود کامرانیم
بییاد روی خوب تو ار یک نفس زنم
[...]
آخر بمردم از غمت ای زندگانیم
دریاب اگر نه درد و دریغا جوانیم
هیچ از خدا نترسی و رحمت نمیکنی
بر عاجزی و بیکسی و ناتوانیم
هرگز نهایتی نکند سر گرانیت
[...]
ای بخت بارینی که به باران رسانیم
در تنگنای زرنشان وارهانیم
من مردهام نه زنده بدین حال کس مباد
حقا خجالت ازین زندگانیم
نه پرسش نه طال بقایی به نامهای
[...]
با شوخ دیدگان هوس آشنا نیم
چون عقده حباب اسیر هوا نیم
دنبال بیقراری دل سر نهاده ام
چون کاروان ریگ پی رهنما نیم
دارم عقیق صبر به زیر زبان خویش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.