در خمر طرهٔ طرار کمند اندازش
دل چنان رفت که در خواب ندیدم بازش
خواهی ار حال من و یار بدانی اینست
او بخون پیکر من میکشد و من نازش
چرخ را بیضه وش آورده بزیر پر خویش
مرغ دل تا بهوای تو بود پروازش
هست تفسیر شکر خندهٔی از لعل لبت
میرود هر سخن از عیسی و از اعجازش
جام جم گیر بکف تا بتو گردد معلوم
که چه انجام جهانست و چه بود آغازش
رازها بس به بر پیر مغانست ولی
تا بدو سر ندهی پی نبری بر رازش
سخن عشق بود آتش سوزان آری
نتوان کرد بهر خام طمع ابرازش
گوشهٔ معرفت آباد خموشی جایی است
کانکه شد ساکن آن هست ملک دمسازش
نی صغیر است که گوید سخن اینگونه بلی
نائی است آنکه تو از نی شنوی آوازش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و حال و هوای دل خود میگوید. او به توصیف زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود میپردازد و بیان میکند که دلش به شدت تحت تأثیر ناز و تیرگیهای معشوق است. به تصویر کشیدن مجازی از پرواز دل و چرخ عالم، نشاندهندهٔ تلاطم احساسی اوست. شاعر با اشاره به راز و معرفت در عالم عشق، میگوید که تنها با تسلیم شدن به عشق میتوان به درک عمیقتری از امور رسید. او با بیانی توصیفی بر ناتوانی انسان در بیان واقعیتهای عشق تأکید دارد و به این نکته میرسد که عشق واقعی نیاز به خاموشی و سکوت دارد.
هوش مصنوعی: در حین نوشیدن، موهای مجذوبکنندهام را به چنگ آورده است و دل من به قدری شگفتزده شده که حتی در خواب هم نتوانستم او را دوباره ببینم.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی حال من و محبوبم را بفهمی، باید بدانی که او مرا به شیوهای خاص و عاشقانه به خود میکشد و من هم به او ناز میکنم.
هوش مصنوعی: چرخ و فلک، در قالبی مخصوص، تحت تاثیر و حمایت خود به دنیا آورده است، و دل من که مانند پرندهای در آرزوی توست، به خاطر تو و به امید تو، پرواز میکند.
هوش مصنوعی: شکرگزاری و خوشحالی تو مانند لبهای زیبا و دلربایت است و هر کلامی که از عیسی و معجزههای او میآید، گویای این حقیقت است.
هوش مصنوعی: جامی را در دست بگیر که به وسیله آن بتوانی بفهمی جهان از کجا آغاز شده و به کجا ختم میشود.
هوش مصنوعی: رازها در دل پیر مغان نهفته است، اما تا زمانی که خود را تسلیم او نکنی، نمیتوانی به عمق آنها پی ببری.
هوش مصنوعی: سخن عشق همچون آتش سوزان است و نمیتوان برای شخص نادانی که فقط به فکر منفعت خود است، آن را ابراز کرد.
هوش مصنوعی: در گوشهای از دانایی و فهم عمیق، سکوت بهشتی وجود دارد که هر کسی در آنجا سکونت کند، مانند دوستی از جنس آرامش و همدلی خواهد بود.
هوش مصنوعی: نی مانند یک جوان کوچک است که چنین سخنانی را میگوید. این نوا از نی به گوش تو میرسد و نشاندهنده آن است که کسی در پشت این صدا وجود دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کس ندیدهست به شیرینی و لطف و نازش
کس نبیند که نخواهد که ببیند بازش
مطرب ما را دردیست که خوش مینالد
مرغ عاشق طربانگیز بود آوازش
بارها در دلم آمد که بپوشم غم عشق
[...]
هر دل غمزه کان غمزه بود غمّازش
هیچ شک نیست که پوشیده نماند رازش
شیر گیران جهانرا بنظر صید کنند
آن دو آهوی پلنگ افکن روبه بازش
هر زمان بر من دلخسته کمین بگشاند
[...]
نوگلی کو که شوم بلبلِ دستانسازش؟
سازم از تازهجوانانِ چمن، ممتازش
این چه بلبل که چو گوش کند آوازش
غنچه طوطی صفت آید زپی پروازش
نقش او بسته صورتگر و بازش نکشد
با نیاز آمده ام تا کشم از جان بازش
عکس ساقی بدرون داشت نهان باده ناب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.