ما را به یمن عشق روا از توکام شد
صد شکر کار ما به محبت تمام شد
دوشین به بزم قصهٔ خوبان همی گذشت
تا عاقبت به نام تو ختم کلام شد
زین بعد ما و عشق تو زیرا که پیش از این
پختیم هر خیال به عشق تو خام شد
با یاد موی و روی تو ما را چه سالها
هی شام و صبح گشت و همی صبح و شام شد
در حیرتم که راحتی اندر زمانه چیست
یا بهر عاشقان تو راحت حرام شد
از من به مرغهای چمن ای صبا بگوی
کان مرغ پرشکسته گرفتار دام شد
از جامهها نبود مرا غیر حرقه ئی
آن خرقه هم به میکده در رهن جام شد
گردون بود کمینه غلامی ز درگهش
آنکو به درگه شه مردان غلام شد
از روی سعی کعبه کند طوف آن دلی
کو از صفا محبت وی را مقام شد
مهرش مجو صغیر ز هر سفلهٔ دنی
این نعمت عظیم نصیب عظام شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و محبت سخن میگوید و به تبعیت از آن احساسات خود را بیان میکند. او از بزم عشق و زیباییهای آن یاد میکند و میگوید که همه چیز به نام محبوبش ختم میشود. شاعر به مرور زمان و سالها که با یاد محبوبش گذرانده، اشاره میکند و همچنین به درک دشواریهای عشق و راحتیای که برای عاشقان وجود ندارد. او از پرندگان چمن میخواهد که حالش را بگویند و به نقص خود در عشق اشاره میکند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که محبت او به محبوبش ارزشمند و عظیم است و عشق حقیقی باید برای همه در دسترس باشد.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق، ما به آرامش و خوشبختی رسیدیم و از محبت تو سپاسگزاریم که همه چیز را برای ما کامل کرده است.
هوش مصنوعی: دیشب در محفل جذاب و دلچسبی بودم که داستان زیباییها در آن روایت میشد. تا اینکه در پایان، همه چیز به نام تو ختم شد.
هوش مصنوعی: از این پس ما و عشق تو همراه خواهیم بود، زیرا پیشتر هر اندیشهایی که به عشق تو مربوط میشد، خام و ناپخته باقی ماند.
هوش مصنوعی: با یاد زیبایی و چهرهات، ما سالهای زیادی را سپری کردیم که شب و روز در حال گذر بودند و صبح و شام متوالی میشدند.
هوش مصنوعی: در حیرت هستم که در این دنیا آرامش واقعی چیست، یا اینکه آیا برای عاشقان تو، آرامش هم حرام شده است؟
هوش مصنوعی: به پرندههای چمن بگو، ای باد؛ که این پرنده با بالهای شکسته در دام افتاده است.
هوش مصنوعی: من هیچ لباس دیگری ندارم جز این عبا که آن هم به میخانه به عنوان رهن گذاشته شده است.
هوش مصنوعی: آسمان کمترین بندهای از درگاه اوست؛ کسی که به درگاه شاهان بزرگ مقامی بنده شد.
هوش مصنوعی: دل پاک و مخلصی که از محبت خدا سرشار است، با تلاش و کوشش خود به گرد طواف کعبه میگردد و به مقام والایی دست مییابد.
هوش مصنوعی: دوستش را از کوچک و حقیران دنیا جستجو نکن، زیرا این نعمت بزرگ به انسانهای بزرگ و والایی اختصاص یافته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
امروز در فراق تو دیگر به شام شد
ای دیده پاس دار که خفتن حرام شد
بیش احتمال سنگ جفا خوردنم نماند
کز رقت اندرون ضعیفم چو جام شد
افسوس خلق میشنوم در قفای خویش
[...]
ساقی بیار باده که عید صیام شد
آن به که بود مانع رندی تمام شد
در ده قدح ز اول روزم که بعد ازین
حاجت بدان نماند که گویند شام شد
امروز هر که خدمت معشوق و می کند
[...]
چون روز عمر من به فراق تو شام شد
در آرزوی روی تو عمرم تمام شد
خون دلم چو بر تو حلالست دلبرا
آخر چرا وصال تو بر ما حرام شد
رحمی به حال زار من خسته دل بکن
[...]
از دولت وصال تو کارم بکام شد
بختم بلند گشت و سعادت غلام شد
از جلوه های حسن تو جانم حیات یافت
با چشمهای مست تو عیشم مدام شد
گفتی:سلام ذوق سلامت بدل رسید
[...]
امروز دیگرم به فراق تو شام شد
در آرزوی روی تو عمرم تمام شد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.