گنجور

 
صغیر اصفهانی

هر زمان زلف چو زنجیر توام یاد آید

دل دیوانه‌ام از غصه به فریاد آید

کبک قد تو مگر دیده که در طرف چمن

خنده اش بر قد سرو قد شمشاد آید

ز آه من روی تو افروخته گردد آری

گردد افروخته آتش چو بر آن باد آید

من که بی یاد مه روی تو نتوانم بود

چه شود کز منت از مهر دمی یاد آید

شب هر جمعه بدان ذوق بمیخانه روم

که مرخص شده طفل از بر استاد آید

کام شیرین شودم تلخ و سرشگم گلگون

هر دمم یاد ز ناکامی فرهاد آید

نتوان گفت که ناید بسرم یار صغیر

آید‌ اما چکنم کز ره بیداد آید

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
مجد همگر

حبذا نزهت بادی که ز بغداد آید

خاصه کز مسکن آن حور پریزاد آید

بر ره باد ز شب تا به سحر منتظرم

تا که از جانب بغداد دگر باد آید

ای خوشا وقت سحر کز نفس باد صبا

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مجد همگر
امیر شاهی

گر به عمری ز من دلشده‌ات یاد آید

جان محنت زده از بند غم آزاد آید

دی صبا بوی تو آورد و به جان زد آتش

ترسم این شعله زیادت شود ار باد آید

روزها رفت و دلت بر من غمدیده نسوخت

[...]

شاهدی

ترسم آن سرور خوبان ستمش یاد آید

تاج بر سر نهد و بر سر بیداد آید

سوزد از آتش دل خار و خس راه ترا

عاشق از جانب کوی تو به فریاد آید

گرچه دل رفت به کوی تو و بس غمگین بود

[...]

ادیب الممالک

شمر از دست حسین تو بفریاد آید

دجله خشک از طمعش در صف بغداد آید

آنچه بربنده از آن حرص خدا داد آید

چون بیاد آرم چنگیز مرا یاد آید

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه