دل سجده جز بر آن خم ابرو نمیکند
زین قبله گه بجای دگر رو نمیکند
اینگونه رم که چشم تو کرد از من ضعیف
در صیدگه ز شیر نر آهو نمیکند
ای دل وفا مخواه ز خوبان که خوبرو
هرگز گل وفا بجهان بو نمیکند
کی میرسد بزلف چو چوگان یار ما
کس تا به پای او سر خود گو نمیکند
خو کرده ایم با غم یاری که لحظه ای
با خو گرفتگان غمش خو نمیکند
ناز است لن ترا نیش ای دل غمین مشو
جز او کسی ترا ارنی گو نمیکند
یار از صغیر جان عوض بوسه خواسته
این کار میکنم من اگر او نمیکند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلسپردگی است و احساس انفراد و طرفداری شاعر نسبت به معشوق را به تصویر میکشد. شاعری که دلش سجده نمیکند مگر بر آن خم ابرو، نشاندهندهی شدت احساسات و وفاداریاش به معشوق است. او از بیوفایی و سختی عشق میگوید و بیان میکند که زیباییها هرگز از وفا بویی نبردهاند. شاعر همچنین میگوید که حتی در مواجهه با غمهای عشق، به آن عادت کردهاند و از نظر او، هیچ کس جز یار نمیتواند او را ببیند. در نهایت، شاعر به این موضوع اشاره میکند که اگرچه یار عشق را با بوسه میطلبد، او در نهایت وفادار خواهد ماند.
هوش مصنوعی: دل تنها به خاطر زیبایی خم ابرو سجده میکند و هرگز به قبله دیگری رو نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: چشمان تو به قدری قوی هستند که من را ضعیف و آسیبپذیر کردهاند، مانند آهویی که در دام شیر نر گرفتار میشود.
هوش مصنوعی: ای دل، از زیباییها انتظار وفا نداشته باش، چون زیبایان هرگز از خود نشانی از وفا در این دنیا نمیدهند.
هوش مصنوعی: کی زمانی میرسد که زلف یار ما مانند چوگان باشد؟ هیچکس تا پای او سر، خود را نمیاندازد و نمیگوید.
هوش مصنوعی: ما به دوری و غم یاری عادت کردهایم، اما او حتی برای یک لحظه هم با افرادی که به غم او عادت کردهاند، همراه نیست.
هوش مصنوعی: دل غمگین، ناز و لطافت را ببین و نگران نباش؛ زیرا هیچکس غیر از او تو را نمیشناسد و به تو اهمیتی نمیدهد.
هوش مصنوعی: دوست از من درخواست کرده که به جای بوسهای که بدهد، جانم را بگیرد. من این کار را انجام میدهم، حتی اگر او این کار را نکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گل را به دور روی تو کس بو نمیکند
بلبل به بوستان سخن او نمیکند
تا دیده باز یافت خیال قدت در آب
دل جستوجوی سرو لب جو نمیکند
شیرینلبی که دید دهان چو قند تو
[...]
یک گل ز باغ دوست، کسی بو نمیکند
تا هرچه غیر اوست، به یک سو نمیکند
روشن نمیشود ز رمد، چشم سالکی
تا از غبار میکده، دارو نمیکند
گفتم: ز شیخ صومعه، کارم شود درست
[...]
الفت به عاشقان سگ آن کو نمیکند
وحشت رَم از طبیعت آهو نمیکند
از پاکدامنان نکند حسن اجتناب
گل با صبا مضایقه در بو نمیکند
از سینه هر دلی که به بوی تو شد جدا
[...]
دل ترک عشق آن بت دلجو نمیکند
من ترک عشق میکنم و او نمیکند
بر دیدهام نشین نفسی زآن که باغبان
بیسرو لذتی ز لب جو نمیکند
مایل به دیگران شود از منع من، بلی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.