گنجور

 
صغیر اصفهانی

یاد دو طره ات بدلم چون درون شود

سررشتهٔ دو عالمم از کف برون شود

زان صاد چشم و میم دهن مد ابروان

ما را رواست گر الف قد چو نون شود

موی سیه سفید شد و عشق من فزود

ثابت شد اینکه حرص بپیری فزون شود

تا صاف نیست قلب تو با موسی زمان

قبطی وش آب نیل بکام تو خون شود

تنها نه آسمان جفا پیشه شد نگون

هرکس بنای ظلم نهد سرنگون شود

هرکس صغیر خواست کسیرا زبون غم

شک نیست اینکه خود بکف غم زبون شود

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
وطواط

آنگه که صحن معرکه درای خون شد

در دست مرگ جان دلیران زبون شود

خون در رگ مبارز پیکار بفسرد

جان در تن مقاتل غدار خون شود

زان بر فراخته شده رایات کارزار

[...]

مهستی گنجوی

آن دزد چون بود که به خانه درون شود

خانه ز بیم دزد ز روزن برون شود

خانه روان و دزد طلبکار خانگی

چون خانه رفت خانگی او را زبون شود

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مهستی گنجوی
سعدی

هر لحظه در برم دل از اندیشه خون شود

تا منتهای کار من از عشق چون شود

دل بر قرار نیست که گویم نصیحتی

از راه عقل و معرفتش رهنمون شود

یار آن حریف نیست که از در درآیدم

[...]

امیرخسرو دهلوی

هر شب دلم ز دست خیالت زبون شود

تا حال من به عاقبت کار چون شود

خونریز گشت مردم چشمت چو ساقیی

کز دست وی قرابه می سرنگون شود

باران اشک خانه چشمم خراب کرد

[...]

صائب تبریزی

آنجا که عارض تو ز می لاله گون شود

در دیده رشته های نگه جوی خون شود

لنگر درین محیط کند کار بادبان

دیوانگی ز سنگ ملامت فزون شود

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه