زان پیشتر که خاک وجودت سبو کنند
بگذار تر ز جام تو یاران گلو کنند
مال تو خصم تست که میراث خوارگان
در هر نفس هلاک تو را آرزو کنند
آزادگان هر آنچه بدست آورند مال
آنجمله صرف در پی نام نکو کنند
بس قرنها در دورهٔ حاتم گذشت و باز
خلق افرین به همت والای او کنند
آن کن که از برای زیارت ز بعد مرگ
خلق جهان مزار تو را جستجو کنند
آن طبع و خوبهل که چو رفتی از این دیار
بیگاه و گاه لعن بر آن طبع و خو کنند
گوئی که افتخار بود بهر اغنیا
چندان کز افتقار کسان های و هو کنند
آنجا کشیده کار که از راه انتحار
مردم به ملک نیستی از فقر رو کنند
بس بی نوا که روزی روزانه مسئلت
از نوع خویش در بدر و کوبکو کنند
بس جمع ها که حال پریشان خویش را
با صد زبان چو شانه بیان مو بمو کنند
بس جامههای چون دل مریم هزار چاک
کز سوزن مسیح نشاید رفو کند
بس مردم صبور که سیلاب اشگ چشم
پنهان ز بیم ریختن آبرو کنند
لیک اغنیا هنوز بر ایشان ز احتکار
مسدود راه زندگی از چارسو کنند
در حیرتم که با دل این آهنین دلان
صحبت چرا ز آهن و فولاد و رو کنند
آنانکه پر ز باد غرور است مغزشان
باور مکن دگر گل انصاف بو کنند
اظهار بی نوایی اگر کرد سائلی
نیشش بقلب ریش چو کژدم فرو کنند
دینار دین و قبله نسا کرده بس شگفت
نبود اگر بخون خلایق وضو کنند
باش و ببین که در خم چوگان انتقام
سرهای این گروه جفا پیشه گو کنند
قلب سیاه خواجه نگردد دگر سفید
صد ره گرش بآب بقا شستشو کنند
دلگیر از صغیر مشو چون سخنوران
بر هر چه بنگرند از آن گفتگو کنند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به انتقاد از وضعیت اجتماعی و بیعدالتیهای موجود در جامعه میپردازد. شاعر به وضعیت نابهسامان افراد فقیر و بینوا اشاره میکند که به دلیل فقر و مشکلات اقتصادی در زحمتند، در حالی که افراد اغنیای ثروتمند بر منابع و امکانات زندگی تسلط دارند و راه زندگی را بر دیگران مسدود کردهاند. او به تلاشهای انسانهای بزرگ و نیکوکار اشاره میکند که نباید فراموش شوند و بر لزوم یادآوری آنها تأکید میکند. همچنین شاعر به پدیدههای ناپسند اجتماعی، از جمله حسادت و افتخار به ثروت و قدرت، اشاره کرده و یادآور میشود که گاهی اوقات حتی هنر و ادب نیز نتوانستهاند بر مشکلات غلبه کنند. در نهایت، شاعر به ناامیدی و یأس از تغییر اوضاع موجود اشاره دارد و از غفلت از مسائل انسانی و عدالت اجتماعی ابراز نگرانی میکند.
هوش مصنوعی: قبل از آنکه وجودت را به خاک بسپارند، بگذار دوستانت از گلوی تو نوشیدنی لذیذی را بنوشند.
هوش مصنوعی: اموال تو در واقع دشمن تو هستند، زیرا وارثان هر لحظه آرزوی نابودی تو را دارند.
هوش مصنوعی: آزادگان هر چیزی که به دست آورند، آن را صرف کسب نیکی و ایجاد نامی نیکو میکنند.
هوش مصنوعی: قرنها از دوران حاتم گذشته، اما هنوز مردم به خاطر ویژگیها و همت بلند او ستایش میکنند.
هوش مصنوعی: عملی انجام بده که پس از مرگ، مردم از دور به دنبال زیارت مزار تو باشند و تو را جستجو کنند.
هوش مصنوعی: این انسان با طبع و سرشت نیکو، پس از اینکه از این سرزمین دور میشود، گاهی مورد نكوهش و بدگویی قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: انگار تنها برای ثروتمندان افتخار و اعتبار وجود دارد، چرا که افرادی که کمبود مالی دارند، فقط در مورد آن ناله و فریاد میکنند.
هوش مصنوعی: در جایی که اوضاع به شدت بد شده و مردم به خاطر فقر و مشکلات اقتصادی به ناچار دست به خودکشی میزنند، دیگر نمیتوان به زندگی و ملک و مال علاقه داشت.
هوش مصنوعی: بدبختی و ناتوانی این است که هر روز به نوعی از خودت مورد سؤال و فشار قرار میگیری.
هوش مصنوعی: بسیاری از جمعیتها به گونهای به وحشت و پریشانی خود اشاره میکنند که هرکدام با زبانی متفاوت و شبیه به تقسیم کردن موها، حال و وضعیت خود را بیان میکنند.
هوش مصنوعی: بسیاری از لباسها که مانند دل مریم هزاران چاک و سوراخ دارند، نمیتوانند به وسیله سوزن مسیح تعمیر شوند.
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم هستند که به خاطر نگرانی از آبروشان، اشکهای خود را در دل پنهان میکنند و صبر میکنند.
هوش مصنوعی: ولی ثروتمندان هنوز به خاطر احتکار خود، راههای زندگی را برای دیگران از همه سو بستهاند.
هوش مصنوعی: من در شگفتیام که چرا دلهای سخت و محکم با همدیگر صحبت میکنند، در حالی که سخن از آهن و فولاد میگویند.
هوش مصنوعی: افرادی که به باد غرور خود مینازند، نباید به عقل و درک آنها اعتماد کرد؛ زیرا دیگر نمیتوانند انصاف و عدالت را درک کنند.
هوش مصنوعی: اگر شخصی دردمند و نیازمند باشد و شکیبایی خود را از دست بدهد و در گفتار خود به شکایت و ناله بپردازد، مانند این است که زهر خود را به قلب دیگران میریزد، همانند عقرب که به دیگران نیش میزند.
هوش مصنوعی: در دینی که ارزشهای مادی به آن غلبه پیدا کرده و معیارها تغییر کردهاند، جای شگفتی نیست اگر مردم برای عبادت و پاکی، از زلال خون دیگران وضو بگیرند.
هوش مصنوعی: بایست و ببین که چگونه در میدان بازی انتقام، سرهای این گروه ظلمپیشه به صدا در میآید.
هوش مصنوعی: دل تیره و تار خواجه هرگز پاک و روشن نخواهد شد، حتی اگر صد بار آن را با آب جاودانگی بشویند.
هوش مصنوعی: از کوچک شدن یا ناامید شدن خود ناراحت نباش، زیرا سخنوران بر هر چیزی که میبینند، صحبت و اظهار نظر میکنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این ابلهان که بیسببی دشمن منند
بس بُلفضول و یافهدرای و زَنَخ زنند
اندر مصاف مردی، در شرط شرع و دین
چون خنثی و مخنث نه مرد و نه زنند
مانند نقش رسمی بیاصل و معنیاند
[...]
یا ایهااللوند مرا پای خواست بند
تدبیر من بساز بیک تیز باد گند
معشوق من توئی علف بوق من توئی
من بوق میزنم تو دهل دند دند دند
افسوکی بدار و دو سه تیزکی بلحن
[...]
دور از جمال جاه تو ای صدر ارجمند
افتاد پای بنده به دست شکسته بند
باز آمدی ز راه و نگفتی چگونه ای
تاگفتمی که پای چگونه ست و درد چند
دست قضای بد ز سر نردبان شوم
[...]
معلوم من نشد که جهانش کجا فکند؟
شادانش کرد گردش ایام یا نژند؟
گیتیش در کدام زمین برگشاد کام؟
گردونش در کدام زمین بر نهاد بند؟
ای تاجدار خسرو مغرب که شاه چرخ
در مشرقین ز جاه تو کسب ضیا کند
درگاه توست قبلهٔ پاکان و جان من
الا طواف قبلهٔ پاکان کجا کنند
تن را سجود کعبه فریضه است و نقص نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.