گنجور

 
صغیر اصفهانی

بیا ای عید مشتاقان که از هجر دو ابرویت

هلالی گشت پشت روزه داران مه رویت

نه دین از کفر بشناسم نه روز از شب که بگذارد

دمی افتم بفکر خویشتن یاد رخ و مویت

فراهم می‌کنم بهر خود اسباب پریشانی

که شاید نسبتی پیدا کند حالم بگیسویت

نگشتی سجده گاه خلق عالم تا ابد کعبه

نکردی در ازل گر سجده بر محراب ابرویت

فکند از غمزهٔی ها رو ترا در چه من مسکین

توانم چون سلامت جان برم از چشم جادویت

مقیم آنکو بکویت شد نمیجوید بهشت آری

بهشت است آرزومند مقیمان سر کویت

من ار دیدار گل جویم و گر مشک ختن بویم

از ایندارم غرض رنگت وزآندارم طمع بویت

صغیر از آستانت کی تواند روی برتابد

که هر سو روی بنماید دل او را میکشد سویت

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
حافظ

مدامم مست می‌دارد نسیمِ جَعدِ گیسویت

خرابم می‌کند هر دَم، فریبِ چشمِ جادویت

پس از چندین شکیبایی شبی یا رب توان دیدن

که شمعِ دیده افروزیم در محرابِ ابرویت

سوادِ لوح بینش را عزیز از بهر آن دارم

[...]

حسین خوارزمی

الا ای کعبه دولت مرا خاک سر کویت

ندارد جان من قبله بجز محراب ابرویت

اگر در روی مهروئی بمهر دل نظر کردم

نکردم جز بدان وجهی که هست آیینه رویت

ز عشق روی گل بلبل نکردی ناله و غلغل

[...]

جامی

همانا آیت سجده ست خط از مصحف رویت

که هرکش خواند آرد سجده در محراب ابرویت

تویی آن یوسف غایب شده از من که در بستان

ز هر پیراهن گل در مشام آید مرا بویت

به قصد دیدن عکس تو هر دم در خیال آرم

[...]

هلالی جغتایی

چه غم گر در سرم شوریست از سودای گیسویت؟

سر صد همچو من بادا فدای هر سر مویت

تن چون موی را خواهم بگیسوی تو پیوستن

بدین تقریب خود را خواهم افگندن بپهلویت

بروی خوبت از روزی که خط بندگی دادم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از هلالی جغتایی
محتشم کاشانی

به عزت نامزد شد هرکه نامد مدتی سویت

به این امید من هم چند روزی رفتم از کویت

به راه جستجویت هرکه کمتر می‌کند کوشش

نمی‌بیند دل وی جز کشش از زلف دلجویت

تو را آن یار می‌سازد که باشد قبله‌اش غیری

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از محتشم کاشانی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه