گنجور

 
صغیر اصفهانی

هر گوشه فتنه ایست ز چشمان مست تست

هر جا سخن رود ز لب می‌پرست تست

کی دست می‌دهد که به بینم به خلوتی

در گردن تو دست من و می‌به دست تست

ای زلف یار نافهٔ چین خواندمت ولی

دیدم درست نسبتی اینسان شکست تست

این چشم ساقی از تو نه مستیم ما و بس

مینا و ساغر و خم و خمخانه مست تست

صیاد بال من مشکن پای من مبند

این بند بس مرا که دلم پای بست تست

آزاری از چه رو دل من در پناه خویش

آخر نه این رمیده ز هر جا به بست تست

آن خرمن گلی تو که خوبان سروقد

برپا بایستند به هر جا نشست تست

دریا شده است دیده ز بس ماهی دلم

در آرزوی زلف چو قلاب شست تست

می نوش و هستیت بنه و نیست شو صغیر

وزغم فرار کن که غم آسیب هست تست

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
جلال عضد

پایم مبند از آنکه سرم زیر دست تست

بگشای دست من چو سرم پای بست تست

هر پنج پایدار که از تُست سربلند

مشکن به دست خویش که آن هم شکست تست

آن کس که کرد سرزنشم چون ترا بدید

[...]

واعظ قزوینی

ما را چو باز طایر دل پای بست تست

مانند بهله، زندگی ما بدست تست

جویای تبریزی

سررشتهٔ امل همه ای دل به دست تست

تعمیر قصر عافیت اندر شکست تست

ترسیده چشم آینه رویان روزگار

از صافیی که با قدرانداز شست تست

قمری همین نه در گلوی تو است طوق

[...]

مشتاق اصفهانی

عالم خراب از نگه می‌پرست تست

زآن می فغان که در قدح چشم مست تست

سررشته تپیدن دل نیست در کفم

چون نبض اضطراب و سکونم به دست تست

من با تو همچو شاخ درختم یکی به دار

[...]

نیر تبریزی

جانا حیوه من زلب می پرست تست

بندم بپا مبند که جانم بدست تست

سوگند بر لب تو که در خطه خطا

گر فته فتد همه از چشم مست تست

ایشوخ دلنشین تو ندانم چه فتنه

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه