گنجور

 
صغیر اصفهانی

طلوع شمس ندیدی ز نجم اگر محسوس

ببین ز نجمه بعالم طلوع شمس شموس

نمود انفس و آفاق را قرین سرور

شهی که نفس نفیسش بود انیس نفوس

تبارک الله از این روز اسعد میمون

که هست مولد شاه حجاز خسروطوس

خدیو خطه طوس آنکه عارفان ندهند

گدائی در او را بحشمت کاوس

امام جن و بشر کش بر آستانه قدس

ملایکند دما دم بذکر یا قدوس

مه سپهر ولایت شهی که در هر صبح

زند بخاک درش آفتاب گردون بوس

زرشگ خادم کویش رواست خازن خلد

همی گزد لب و برهم زند کف افسوس

عجب نباشد اگر فایق آمد از هر باب

گه مباحثه با عالم یهود و مجوس

چه جلوه ذره کند درمقابل خورشید

چه صرفه قطره برد در کنار اقیانوس

چه شد دنائت مأمون و کینه‌توزی او

کجاست آن همه تزویر و حیله و سالوس

بگو بیا و ببین حشمت خدائی وی

که آن بدیده خلق خدا بود محسوس

همیشه بر سر بام جهان بکوری خصم

بنام نامی آنشه فلک نوازد کوس

درون جسم گدازد دل حسودانش

چنانکه شمع گدازد میانهٔ فانوس

شهی که وحش بیابان از او گرفته مراد

صغیر کی شود از لطف و رحمتش مأیوس

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
منوچهری

زده به بزم تو رامشگران به دولت تو

گهی چکاوک و گه راهوی و گهی قالوس

وطواط

بزرگوار جهان ، شمس دین ، بزرگ کریم

تویی ، که هست به تو بیضهٔ هدی محروس

رفیع قدر ترا آفتاب برده سبق

عریض جاه تو بر روزگار کرده فسوس

به یک نظر تو ببینی هزار علم دقیق

[...]

ادیب صابر

تو را خرامش کبک است و کشی طاووس

مثل زنند ز حسنت همی به روم و به روس

همای فاخته مهری، تذرو طوطی لفظ

گرفته دوری سیمرغ و زینت طاووس

ز چهره تو فزون گشته باغ را دیدار

[...]

ناصر بخارایی

نماز شام که بر وفق رأی بطلمیوس

برفت خور به زمین همچو گنج دقیانوس

طلوع کرد نجوم از مطالع اقبال

به جستجوی مه عید عالمی جاسوس

نمود ماهچه از سطح لاجوردی چرخ

[...]

ابن حسام خوسفی

بیا به میکده بفروش خرقهٔ ناموس

ریا و شمعه رها کن به زاهد سالوس

حریف مصطبه و ساغرم به بانگ بلند

به زیر پرده از این پس دگر نگویم کوس

فلک به دست ستم بین که زیر پای بکوفت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه